مراعات كند و هر صاحب حقّى را به حقّ و حظّ خود برساند ، و از غلوّ و تقصير و افراط و تفريط خود را تطهير كند ، و ازالهء قذارت انكار صورت شريعت ، كه فى الحقيقة تحديد است ، و ازالهء خباثت انكار باطن شريعت ، كه تقييد است ، و هر دو از وساوس شيطانيّه و اخباث آن لعين است ، بنمايد تا طريق سير إلى اللّه و وصول به مقامات معنويّه براى او آسان شود .
پس ، يكى از مراتب ازالهء خبث ، ازالهء اخباث اوهام فاسده است كه مانع از قرب إلى اللّه و معراج مؤمنين است . و يكى از معانى و مقامات جامعيّت نبوّت ختميّه ، بلكه دلائل بر خاتميّت ، آن است كه در جميع مقامات نفسيّه تمام حقوق و حظوظ آن را از جميع شئون شريعت استيفا فرموده ، و چنانچه در معرفت شئون ربوبيّت جلّت عظمته حق را در علوّ اعلا و دنوّ ادنى به مقام جامعيّت معرفى فرموده و
هُو الاوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 127 » و
اللّه نورُ السَمواتِ وَ الارْض . . .
« 128 » الخ . و لو دلّيتم بحبل إلى الارضين السّفلى لهبطتم على اللّه . « 129 » و
ايْنَما تُوَلُّوا فَثَّمَ وَجْهُ اللَّه
« 130 » الى غير ذلك فرموده ، كه عارف به معارف الهيّه و مجذوب جذبات رحمانيّه را از آنها طرب ملكوتى حاصل و وجد لاهوتى پيدا شود ، همينطور توحيد عملى قلبى را تا آخرين مراتب افق طبيعت و ملك بدن سرايت داده و هيچ موجودى را از حظّ معرفت اللّه محروم نكرده .
بالجمله ، اهل تصوّف از حكمت عيسويّه ، من حيث لا يشعرون ، دم مىزنند و اهل ظاهر از حكمت موسويّه ، و محمّديّون از هر دو اينها به طريق تقييد برى هستند . و تفصيل اين اجمال از عهدهء اين مقام خارج و در خور اين اوراق نيست .
هامش
( 127 ) - « اوست آغاز و انجام و پيدا و نهان . » ( حديد - 3 )
( 128 ) - « خدا نور آسمانها و زمين است . » ( نور - 35 )
( 129 ) - « اگر با ريسمانى به سوى زمينهاى زيرين فرستاده شويد ، بر خدا فرود مىآييد . » علم اليقين ، ج 1 ، ص 54 .
( 130 ) - « به هر سو رو كنيد همانجا روى خداست . » ( بقره - 115 )