4 . رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايند :
« إنَّ أوَّلَ ما يُبَشَّرُ بِه المُؤْمِنُ عِنْدَ الوَفاةِ بِرَوْحٍ وَرَيْحَانٍ وجَنَّةِ نَعِيمٍ ، وإنَّ أوَّلَ ما يُبَشَّرُ بِهِ المُؤْمِنُ في قَبْرِه أنْ يُقالَ لَهُ : أبْشِرْ بِرِضا اللَّهِ تَعالى والجَنَّةَ قَدِمْتَ خَيْرَ مَقْدَمٍ ، وَقَدْ غَفَرَ اللَّهُ لِمَنْ شَيَّعَكَ إلى قَبْرِكَ وَصَدَّقَ مَنْ شَهِدَ لَكَ واسْتَجابَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَ لَكَ ؛
نخستين چيزى كه به مؤمن در هنگام وفات بشارت داده مىشود روح و ريحان و بهشت پرنعمت است ، و نخستين چيزى كه به مؤمن در قبرش بشارت داده مىشود اين است كه به او مىگويند بشارت باد بر تو به خشنودى خداوند ، به بهشت خوش آمدى ، خداوند تمام كسانى كه تو را تا قبرت تشييع كردهاند همه را آمرزيد و شهادت آنها را دربارهء تو تصديق كرد ، و دعاى آنها را براى آمرزشت مستجاب فرمود » . « 1 »
5 . چرا از مرگ مىترسيم ؟ چرا نام آن براى غالب افراد دردناك است ؟ دليل اصلى آن اين است كه به زندگى بعد از مرگ ، ايمان ندارند و يا ايمانشان سطحى است و به صورت يك باور عميق درنيامده و لذا گاه از مرده هم مىترسد ، امّا اگر باور كند كه دنيا ، زندان مؤمن است ، و اين جسم خاكى قفسى است براى روحش و او از عالم خاك نيست ، هرگز از مرگ نمىترسد .
علّت ديگرى كه براى ترس از مرگ مىتوان بيان كرد دلبستگى بيش از حد به دنياست چرا كه مرگ ميان او و دنيايش فاصله مىاندازد و دل كندن براى او دشوار است . عامل سوّمى كه روايات هم به آن اشاره دارد اين است كه پروندهء اعمال او از حسنات و كارهاى خوب خالى و از سيّئات پر است . لذا در حديثى مىخوانيم كه شخصى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد : چرا مرگ را دوست ندارم ؟ فرمود : آيا ثروتى دارى ؟ عرض كرد : آرى . فرمود : آيا چيزى از آن را پيش از خود فرستادهاى ؟ عرض كرد : نه . فرمود : به همين دليل است كه مرگ را
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 23 ، ذيل آيات 88 - / 96 سورهء واقعه