را فريبنده مىشمرد ، رو به او كرد و فرمود :
« أَيُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْيَا ، الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا ، الَمخْدُوعُ بِأَبَاطِيلِهَا ! أَتَغْتَرُّ بِالدُّنْيَا ثُمَّ تَذُمُّهَا ؟ أَنْتَ الْمُتَجَرِّمُ عَلَيْهَا ، أَمْ هِيَ الْمُتَجَرِّمَةُ عَلَيْكَ ؟ مَتَى اسْتَهْوَتْكَ ، أَمْ مَتَى غَرَّتْكَ ؟ أَبِمَصَارِعِ آبَائِكَ مِنَ الْبِلَى ، أَمْ بِمَضَاجِعِ أُمَّهَاتِكَ تَحْتَ الثَّرَى ؟ ! . . . إِنَّ الدُّنْيَا دارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا ، وَ دَارُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا ، وَ دَارُ غِنىً لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا ، وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا . مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ ، وَمُصَلَّى مَلَائِكَةِ اللَّهِ ، وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ ، وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ
. . . ؛ اى كسى كه نكوهش دنيا مىكنى ، در حالى كه تو خود به غرور دنيا گرفتار شدهاى ، و فريفتهء باطلهاى آن هستى . تو خود مغرور به دنيا شدهاى ، سپس از آن مذمت مىكنى ؟
تو از جرم دنيا شكايت دارى ، يا دنيا بايد از جرم تو شكايت كند ؟ كى دنيا تو را گول زده ؟ و چه موقع تو را فريب داده است ؟ آيا به محل سقوط پدرانت در دامن فنا ، و يا به خوابگاه مادرانت در زير خاك تو را فريب داده است ؟ . . . امّا بدان اين دنيا جايگاه صدق و راستى است براى آن كسى كه با آن به راستى رفتار كند ، و خانهء تندرستى است براى آن كسى كه از آن چيزى بفهمد ، و سراى بىنيازى است براى آن كس كه از آن توشه برگيرد ، و محل اندرز است براى آنكه از آن اندرز گيرد ، دنيا مسجد دستان خداست ، و نمازگاه فرشتگان پروردگار ، و محل نزول وحى الهى و تجارتخانهء اولياى حق . . . » . « 1 »
و در حديثى امام حسن مجتبى عليه السلام مىفرمايند :
« إعْمَلْ لِدُنياكَ كأنّكَ تَعيشُ أَبَداً وَاعْمَلْ لِآخِرَتِكَ كَأنَّكَ تَمُوتُ غَداً
؛ براى دنياى خودت چنان كار كن كه گويا هميشه زندهاى ، و براى آخرتت چنان كار كن كه گويا فردا مىميرى » . « 2 »
دربارهء ذمّ دنيا هم روايات فراوان است كه چند نمونه را ذكر مىكنيم :
1 . رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايند :
« لَوْ وَزَنَتِ الدُّنيا عِندَ اللَّهِ جَناحَ بَعُوضَةِ ما سَقى
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 131
( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 1 ، ص 18 ؛ و جامع احاديث الشيعة ، ج 1 ، ص 415