من كه به خود ايمان ندارم چه انتظارى دارم كه مصداق عالم مطاع شوم ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آنقدر به آورده هايش ايمان دارد كه وقتى مىبيند ديگران ايمان نمىآورند و در راه ضلالت قرار دارند ، مىخواهد دق كند و از بس كه عبادت مىكند پاهايش ورم مىكند : « « مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى » ؛ ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه به زحمت افتى » . « 1 »
شرط دومش اين است كه همانطور كه مىگويد عمل كند ، اگر مىگويد زندگى سادهاى داشته باشيد ، اوّل بايد از خود شروع كند ، اگر از تقوا و راستگويى مىگويد اوّل خودش بايد عامل به آن باشد .
امام باقر عليه السلام مىفرمايد : «
عالِمٌ يُنْتَفَعُ بِعِلْمِه ، أَفْضَل مِنْ سَبعينَ أَلْف عابدٍ
؛ عالمى كه از علمش استفاده شود بهتر از هفتاد هزار عابد است » . « 2 »
مسألهء مهم در ميان اهل علم تنها فرا گرفتن علم و عمل كردن به آن نيست ، گرچه اين دو خوب و صحيح است امّا مسألهء مهم اين است كه مردم از اين علم بهرهاى ببرند و هم خود به تكامل برسند و هم اجتماع را به مسير سعادت رهنمون شوند .
علماى بزرگى داشتيم كه مظهر علم و تقوا بودند امّا مردم از علم آنها بهرهاى نگرفتند و علم را با خود به قبر بردند و اين ضايعهء بزرگى است . آنچه باعث مىشود كه عالم از هفتاد هزار عابد بالاتر شود ، « ينتفع بعلمه » است و دليلش اين است كه عابد گليم خويش برون مىبرد زآب و فقط خودش را نجات مىدهد اما عالم سعى مىكند كه بگيرد غريق را ، و گاهى هزاران نفر به بركت علم او نجات پيدا مىكنند .
حالا چه كنيم كه « ينتفع بعلمه » بشويم و علم ما مورد بهره بردارى قرار بگيرد ؟
چند راه وجود دارد :
اوّل : اينكه مسلّح به سلاح بيان و قلم شويم ، چرا كه بيشتر ، با اين دو روش
هامش
( 1 ) طه ، آيهء 2 .
( 2 ) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 18 ؛ تحفالعقول ، حكمت 19 .