تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتار معصومين : درس اخلاق حضرت آية الله العظمى مكارم شيرازى — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
با سرهاى تراشيده و همراه با سلاح به منزل من بيايند ، تنها سلمان ، ابوذر ، مقداد و زبير به وعدهء خود وفا كردند ؛ و نيز در شوراى شش نفره‌اى كه عمر تشكيل داد او حامى على عليه السلام بود . امّا سرانجام دنيا او را فريفت و فتنهء جمل را به پا كرد و در همين فتنه كشته شد و امام عليه السلام شمشيرش را گرفت و فرمود : « سَيْفٌ طَالَما جَلى الكَرْبَ عن وَجْهِ رَسولِ اللَّه . . . ؛ چه زمان طولانى اين شمشير گرد اندوه از چهرهء رسول خدا زدود » . و آن حضرت فرمود : تا زمانى كه فرزند زبير يعنى عبداللَّه به دنيا نيامد او از ما اهل بيت بود ، امّا عبداللَّه سبب گمراهى او شد . 7 . على عليه السلام در جلسه‌اى كه جمعى از صحابهء پيامبر صلى الله عليه و آله از جمله أنَس بن مالِك حاضر بودند ، فرمود : اى حاضران ، كدام يك از شما با گوش خود شنيده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در غدير خم فرمود : « مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلىٌّ مَوْلاه » . جمعى از جاى برخاستند و گواهى دادند ولى انس بن مالك شهادت نداد ، امام به او فرمود : چه چيز باعث شد كه شهادت ندهى ؟ گفت : پير و فراموش كار شده‌ام . امام فرمود : « اللّهُمَّ إن كانَ كاذِباً فَارْمِهِ بَيْضاءَ لا تُخْفِيها العِمامَة ؛ خدايا اگر دروغ مىگويد سفيدى ( بيمارى پيسى ) در صورتش پديد آور كه قابل مخفى كردن با عمامه نباشد » . او به اين بيمارى دچار شد و تا آخر عمر با او بود . نمونه‌هاى ديگرى كه علاقه‌مندان مىتوانند به تاريخ مراجعه كنند عبارتند از : عبداللَّه بن زبير ، عبداللَّه بن عمر ، أشعث بن قيس ، عبيدالله بن عباس ، شريح قاضى ، شمربن ذى الجوشن ، شبث بن ربعى ، عمر سعد . هميشه و در هر حال از خدا بخواهيم كه عاقبت ما را ختم به خير بگرداند ، إن‌شاء اللَّه تعالى .