ويژگىها را چنين بيان مىكند : آنها هواپرستانى هستند كه خداى خود را فراموش كرده و همّتهايى پست دارند و تحت وسوسههاى شديد شيطان قرار دارند و به آسانى قابل خريد و فروشند ، آنها همانند سگهاى بيمارى هستند كه هرگز سيراب نمىگردند . « 1 »
چون فرعون تصميم گرفت موسى و يارانش راتعقيب كند به بلعم باعورا گفت : از خدا بخواه كه موسى و اصحابش به دست ما گرفتار شوند . او پذيرفت و به طرف موسى عليه السلام و اصحابش به راه افتاد تا آنها را نفرين كند . چهارپاى وى از حركت امتناع ورزيد ، بلعم باعورا حيوان را زد ؛ خداوند حيوان را به زبان آورد و حيوان گفت : واى بر تو چرا مرا مىزنى ؟ آيا مىخواهى همراه تو بيايم كه تو پيامبر خدا و قومش را نفرين كنى ؟ بلعم باعورا آنقدر آن حيوان را زد تا جان داد . در اين هنگام اسم اعظم از دست او رفت . « 2 »
2 . سعد وقاص از سابقين در اسلام است كه پيش از ابوبكر مسلمان شد و يكى از نامه نويسان پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، امّا عاقبتش بد شد و با امام على عليه السلام بيعت نكرد ولى پس از امام عليه السلام وقتى شنيد كه معاويه به سبّ و لعن على عليه السلام مىپردازد بر او وارد شد و گريست و در باب فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام سخن گفت و حديث «
مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا علىٌّ مَوْلاه
» و حديث مباهله و حديث منزلت را به رخ معاويه كشيد .
معاويه او را از شام بيرون كرد و به فرماندار مدينه نوشت تا سعد وقاص را مسموم كند و او هم عمل كرد و سعد را مسموم كرد . سعد نه با حكومت حق كنار آمد و نه با حكومت باطل و
خَسِرَالدُنيا و الآخِرَة
شد . « 3 »
3 . حسان ، شاعر پيامبر صلى الله عليه و آله هم متأسّفانه با همهء درخشش به مشكل تلوّن ( در آغاز زندگى ايمان قابل قبول داشتند ولى بد عاقبت شدند ) دچار شد . او شعرى كه در
هامش
( 1 ) تفسير نمونه ، ج 7 ، ص 11 .
( 2 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 248 .
( 3 ) سفينة البحار ، مادّهء « سعد » .