قابل تبديل است ، اگر سرمايهء يك سرمايهدار طلا باشد باقى مىماند ، امّا اگر سيب باشد بايد تبديل كند چون در غير اين صورت خراب مىشود ، حال عمر را كه سرمايهاى رو به زوال است به چه تبديل كند كه زيان نكند ؟ هركس اين سرمايهء عمر را با چيزى معامله مىكند ، بعضى با هوا و هوس و لذّتهاى دنيا و بعضى با جمع آورى ثروت و بعضى با كسب مقام .
از ديدگاه قرآن همهء اينها زيان است و تنها كسانى سود مىكنند كه قرآن اشاره كرده است : « إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ » . اين آيه براى نجات از خسران به چهار اصل اشاره مىكند :
اصل اوّل : مسألهء ايمان است كه به طور مطلق ذكر شده است ، تا شامل ايمان به همهء مقدّسات گردد .
اصل دوم : عمل صالح است كه ثمرهء ايمان است ، به همين دليل اغلب در آيات قرآن « عمل صالح » همراه « ايمان » به عنوان « لازم و ملزوم » يكديگر آمده است :
« « مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِّنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً » ؛ هر فرد از مرد يا زن عمل صالحى انجام دهد ، در حالىكه مؤمن است ، او را به حياتى پاك زنده مىداريم » . « 1 »
اصل سوم : دعوت همگانى و عمومى به سوى حق است ، تا همگان حق را از باطل به خوبى بشناسند .
اصل چهارم : صبر و استقامت و سفارش كردن يكديگر به آن است .
در حديث مورد بحث مىفرمايد : آگاه باشيد بدن و وجود شما هيچ بهايى جز بهشت ندارد اگر به غير آن بفروشيد ضرر كردهايد . اين جنّت فقط نعمت مادّى نيست بلكه قرب به خدا و
رضى الله عنهم
است ، قرآن مىفرمايد :
« « يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِى إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً * فَادْخُلِى فِى عِبَادِى *
هامش
( 1 ) نحل ، آيهء 97 .