هشت از ابواب متعه روايات متعدّدى داريم كه از نكاح زن فاجره نهى مىكند ، چرا به اين روايات استدلال نكردهاند ؟
تصوّر ما اين است كه بين غير عفيفه و فاجره فرق گذاشتهاند به اين بيان كه عفّت دو معنا دارد :
1 - عفّت در مقابل آلودگى به زنا و فجور .
2 - عفّت به معناى حجاب و پرهيز از نامحرم .
حال بگوييم در اين مسأله عفيفه در مقابل زنان بىبندوبار است و لو فاجره هم نباشند و در مسألهء هيجدهم در مورد فاجره است ، پس آن همه رواياتى كه به روشنى دلالت بر نهى از ازدواج با فاجره و زانيه مىكند و به آن استدلال نكردهاند به جهت فرق گذاشتن بين عفّت و لا عفّت و فجور و لا فجور است .
3 - استحباب سؤال از حال زن :
مستحب است قبل از خواندن عقد از زن در مورد ذات بعل بودن و در عدّه بودن سؤال كند . اين استحباب قبل از عقد است نه بعد از عقد . اين استحباب هم در كلمات علما از قبيل ارسال مسلّمات است و به روايتى تمسك شده است كه از نظر سند و دلالت خوب است :
* محمّد بن يعقوب ، عن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد
( ممكن است احمد بن محمد بن عيسى باشد و يا احمد بن محمد بن خالد باشد كه على كل حال ثقه است )
عن ابن محبوب ، عن أبان
( هر دو از اصحاب اجماع هستند )
عن أبى مريم
( ثقه )
عن أبى جعفر عليه السلام أنّه سئل عن المتعة فقال : إنّ المتعة اليوم ليست كما كانت قبل اليوم إنّهنّ كان يومئذ يؤمنّ
( دو احتمال دارد كه سابقاً بيان شد )
و اليوم لا يؤمنّ فاسألوا عنهنّ . « 1 »
از آنها سؤال كنيد به چه معناست ؟ آيا از خود آنها سؤال كنيد يا دربارهء آنها سؤال و تحقيق كنيد ، كدام مراد است ؟
براى روشن شدن جواب بايد كلمهء « سأل » را در لغت بررسى كنيم . « سأل » در لغت دو معنا دارد :
1 - تقاضا كردن
2 - سؤال كردن
اگر به معناى تقاضا و طلب باشد دو مفعول مىگيرد بدون حرف جر مثلًا « سألت اللَّه تعالى شفاء ك » و در صورتى كه به معناى سؤال باشد يك مفعول بىواسطه و مفعول ديگر را با حرف جرّ « عن » مىگيرد مثلًا « سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام عن المتعة » دو مفعول دارد كه يكى به واسطهء حرف جر است . مفعول اوّل كسى است كه مورد سؤال واقع مىشود و مفعول دوّم چيزى است كه در مورد آن سؤال مىشود ، بنابراين روايت كه مىفرمايد « و السؤال عن حالها » معنايش سؤال از خود زن نيست بلكه تحقيق در مورد زن است .
صاحب مسالك مىفرمايد : بعضى گفتهاند كه از خود آنها سؤال كنيد در حالى كه روايت چنين چيزى ندارد . در اينجا حق با صاحب مسالك است چون روايت چنين چيزى نداشت ، ولى روايت عام است و مىگويد دربارهء آنها سؤال كنيد كه گاهى از خود آنها سؤال مىكنيم و گاهى دربارهء آنها از مردم سؤال مىكنيم . بعضى گفتهاند كه از غير خودشان سؤال كنيد ، چون سؤال از خود آنها لغوست .
و لكن الانصاف ، گاهى سؤال كردن از خود شخص مسائل را واضح مىكند مانند بازجويىهايى كه انجام مىشود .
در مقابل اين روايات رواياتى داريم كه نهى از سؤال مىكند و غالباً در مورد بعد از ازدواج است ، يعنى مىفرمايد حال كه ازدواج كرديد ديگر سؤال نكن .
آيا روايتى داريم كه بگويد قبل از ازدواج سؤال نكن تا با اين روايت تعارض كند يا چنين روايتى نداريم ؟
64 ادامهء مسألهء 17 . . . . . 6 / 11 / 82
روايات ناهيه :
در مقابل اين روايات ، روايات متعدّدى است كه نهى از سؤال مىكند . پس تعارضى واقع مىشود بين روايات امره و روايات ناهيه .
* . . . عن فضل مولى محمّد بن راشد
( جزو غلامان آزاد شده و يا از دوستان او بوده )
عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال : قلت : إنّى تزوّجت امرأة متعة فوقع فى نفسي أنّ لها زوجاً
( سوء ظنّ پيدا كردم )
ففتشت عن ذلك فوجدت لها زوجاً قال : و لم فتَّشت
( امام بر تفتيش مؤاخذه مىكند ) ؟ « 2 »
از نظر سند : « فضل » شخص مجهول الحال و بسيار قليل الروايه است و احتمال دارد غير از اين روايت ، روايت ديگرى نداشته باشد پس سند ضعيف است .
از نظر دلالت : امام مىفرمايد چرا تفتيش كردى و وظيفهء تو تفتيش نبود ولى در روايت دو قيد موجود است :
هامش
( 1 ) ح 3 ، باب 6 از ابواب متعه .
( 2 ) ح 3 ، باب 10 از ابواب متعه .