ندارد ، بنابراين و لو معيار عجز مطلق است ولى عجز در مورد زوجه اماره است ، مگر اين كه خلاف آن ثابت شود .
الامر الثالث : عنن اسباب مختلفى دارد :
1 - نقص در خلقت .
2 - بعضى از امراض ( مثلًا اگر بيمارى ديابتش شديد شود در بعضى از افراد توليد اين عيب مىشود ) .
3 - قطع نخاع .
4 - سحر يا جادو ، خيلى از سحر و جادوهايى كه مردم مىگويند خيالات است ولى ما امكان آن را نفى نمىكنيم .
البتّه ممكن است اسباب ديگرى هم مثل كم رويى شديد پيدا شود .
آيا بين اين اسباب در حكم شرعى فرقى هست ؟
خير ، چون اطلاقات تعبير عجز و عنن دارد و اين كه سبب آن چيست فرقى نمىكند يعنى ما كارى با علّت نداريم بلكه با معلول ( عنن ) كار داريم .
الامر الرابع : اگر يك بار وطى كرده و بعد عاجز شود ، آيا در اينجا خيار ثابت است ؟
مرحوم امام متعرّض اين بحث نشدهاند ولى مرحوم صاحب جواهر و بعضى ديگر متعرّض اين مسأله شدهاند و از كلمات صاحب جواهر استفاده مىشود كه مشهور سقوط خيار است .
عبارت مرحوم محقّق در شرايع و عبارت مرحوم صاحب جواهر در ذيل آن چنين است :
فلو وطئها و لو مرّة ثم عَنَّ لم يثبت لها الخيار على الأظهر ، صاحب جواهر « الاشهر » را اضافه كرده و مىفرمايد : الأشهر ، بل عن المبسوط و الخلاف لا خلاف فيه خلافاً للمحكىّ عن ابن زهرة و ظاهر المفيد من تخييرها مطلقا ( مرئه خيار دارد چه يك بار مجامعت باشد و چه نباشد ) . « 1 »
منشأ اين خلاف ، اختلاف روايات است . از يك سو سه روايت داريم كه هر سه ضعيف است و مىفرمايد اگر يك بار مجامعت كند خيار ساقط است :
* . . . عن عبّاد الضبى
( مجهول است )
عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال فى العنين . . . و إذا وقع عليها وقعة واحدة لم يفرّق بينهما . . . « 2 »
* . . . عن السكونى
( ضعيف است )
عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال : قال امير المؤمنين عليه السلام من أتى امرأة مرّة واحدة ثم أخذ عنها
( عاجز شد )
فلا خيار لها . « 3 »
* . . . عن الحسن بن موسى الخشّاب
( از بزرگان است )
عن غياث بن كلّوب
( مجهول الحال )
عن إسحاق بن عمّار عن جعفر عن أبيه عليهما السلام : أنّ علياً عليه السلام كان يقول : إذا تزوّج الرجل امرأة فوقع عليها وقعة واحدة ثم أعرض عنها فليس لها الخيار لتصبر فقد ابتليت
( ابتلا و آزمايش است ) . . . . « 4 »
در مقابل اين روايات دو روايت داريم كه ظاهراً سندش اشكالى ندارد و معارض روايات سهگانهء فوق است :
* . . . عن أبى الصباح الكنانى قال سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام عن امرأة ابتلى زوجها فلا يقدر على الجماع أبداً
( يعنى بعد از زوجيّت )
أ تفارقه ؟ قال : نعم إن شاءت . « 5 »
روايت يك اين باب هم همين مضمون را دارد ، و از نظر دلالت هم مىگويد خيار فسخ دارد ، هر وقت باشد چه بعد از يك بار و چه بعد از چند بار ؛ ولى مضمونى را مىگويد كه كسى به آن فتوا نداده است ( در ذيل بحث توضيح بيشتر آن خواهد آمد ) .
جمعبندى روايات :
روايات سهگانه ضعيف السند ولى معمول بها است ، علاوه بر اين نوعى تضافر هم دارد مخصوصاً كه مرحوم حاجى نورى در مستدرك دو روايت از كتاب جعفريّات شبيه اين سه روايت نقل كرده است پس مجموعاً پنج روايت و متضافر است و ضعف سند مشكلى ايجاد نمىكند ، در مقابل دو روايت ديگر از نظر سند خوب است .
جمع دلالى :
جمع دلالى بين روايات به اين است كه شخصى كه دفعتاً واحده قادر باشد ، نشانهء اين است كه بيمارى ذاتى ندارد و مشكلى پيدا كرده پس احتمال بهبودى دارد ، و لذا يكى از بزرگان استدلالشان اين بود كه شخصى كه يك بار قادر بوده عنّين نيست و اميد بهبودى دارد ، پس حضرت مىفرمايد اين كه يك بار قادر است اماره و كاشفيّت دارد كه مبتلا به عيب ذاتى نيست و اميد بهبودى دارد .
اضف الى ذلك ، كسى نمىتواند به مضمون آن دو روايت فتوا دهد چون « دفعة واحدة » ندارد ، پس ممكن است اگر بعد از ده سال هم شخص مبتلا شود زوجه خيار فسخ داشته باشد كه احدى به اين مضمون فتوا نداده است .
نتيجه : دفعة واحدة براى اسقاط خيار كافى نيست ، بلكه اماره است بر اين كه قادر به وطى است .
هامش
( 1 ) ج 30 ، ص 326 .
( 2 ) ح 2 ، باب 14 از ابواب عيوب .
( 3 ) ح 4 ، باب 14 از ابواب عيوب .
( 4 ) ح 8 ، باب 14 از ابواب عيوب .
( 5 ) ح 6 ، باب 14 از ابواب عيوب .