وقتى به كلمات اصحاب مراجعه كنيم مىبينيم كه استمتاع حقيقت شرعيّه براى نكاح موقّت است و روايات كثيرهاى در صحاح اهل سنّت و غير آن وجود دارد كه متعه را به معناى عقد موقّت دانستهاند به طورى كه اگر اين حقيقت شرعيّه ثابت شود ظهور آيه ظهور روشنى مىشود و بر همان عقد موقّت دلالت مىكند .
بعضى از اهل سنّت اصرار دارند كه استمتاع به معناى بهرهگيرى و تلذّذ است يعنى معناى لغوى مراد است مانند آيهء
« فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاقِكُمْ »
« 1 » كه معناى لغوى در اينجا مراد است و لكن براى آن چند جواب داريم :
1 - لزوم مهر به مجرّد عقد است و تعلّق مهر احتياج به تلذّذ و تمتّع ندارد و طلاق منصّف است پس تمتّع شرط وجوب مهر نيست در نتيجه معناى آيه اين است كه اگر عقد متعه را خوانديد بايد اجور آنها را بدهيد .
2 - تعبير به اجور مناسب متعه است البتّه منظور ما اين نيست كه اجور در عقد دائم استفاده نمىشود ، چون همان گونه كه عقد دائم را تشبيه به بيع كرده بودند متعه هم شبيه اجاره است ؛ پس تعبير به اجور مناسب نكاح موقّت است .
3 - دربارهء اداى مهر در همين سوره در آيات قبل بحث شده است و وقتى آنجا در مورد مهر صحبت شده است ، ديگر تكرار لازم نيست . مىفرمايد :
« وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً »
« 2 » .
آيه با صراحت مسألهء مهريّه را ذكر مىكند .
آيهء ديگر آيهء
« وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ
( مهريّه )
نِحْلَةً . . .
« 3 » » .
يكى از دو آيه براى قبل از طلاق و ديگرى براى بعد از طلاق است و تكرار نيست .
پس وقتى در اين سوره در آيات قبل با فاصلهء كم ، وجوب دادن مهر عقد دائم آمده است تكرار مجدّد آن جايى ندارد .
اضف الى ذلك كلّه ؛ رواياتى كه در تفسير اين آيه از صحابه و غير صحابه نقل شده كه آيه را در مورد نكاح متعه مىدانند .
روايات دو دسته هستند :
1 - با صراحت مىفرمايند كه آيه در مورد نكاح موقّت است :
أخرج الامام احمد باسناد رجاله كلّهم ثقات عن عنوان بن حصين قال : نزلت آية المتعة فى كتاب اللّه و علمنا بها مع رسول اللّه فلم تنزل آية تنسخها و لم يند عنها النبى صلى الله عليه و آله حتّى مات . « 4 »
اين روايت در كتاب مسند احمد كه از كتب معتبر عامّه است آمده است و با صراحت آيه را در مورد متعه مىداند و معتقد است كه نسخ و نهى نشده است .
طبرى در تفسيرش نقل مىكند :
اخرج الطبرى فى تفسيره فى ذيل هذه الآية باسناد صحيح عن شعبة عن الحكم قال : سألته عن هذه الآية أ منسوخة هى ؟ قال : لا
( دو مطلب استفاده مىشود اوّلًا : آيه در مورد متعه است و ثانياً : نسخ هم نشده است ) . « 5 »
اين گروه از روايات كه ظاهراً منحصر در اين دو روايت هم نيست دليل بر اين است كه آيه در مورد متعه است . اين روايات در در المنثور در ذيل اين آيه آمده است .
2 - رواياتى از ابن عبّاس و غير آن كه مىگويد اين آيه « الى اجل مسمّى » داشته است :
* أخرج . . . الحاكم
( صاحب مستدرك الصحيحين است و رواياتى كه از آنها فوت شده با همان صحّت نقل مىكند )
و صحّحه من طرق عن أبى نضرة قال : قرأت على ابن عباس :
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ
الى اجل مسمّى : فقلت ما نقرؤها كذلك فقال ابن عباس و اللّه لانزلها اللّه كذلك و أخرج عبد ابن حميد و ابن جرير عن قتادة قال فى قراءة أبى بن كعب
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ
الى أجل مسمّى . « 6 »
اگر « الى اجل مسمّى » داشته باشد واضح است كه مراد متعه است .
5 ادامهء ادلّهء عقد موقّت . . . . . 26 / 6 / 82
* و أخرج ابن أبى داوود فى المصاحف عن سعيد بن جبير قال :
فى قراءة أبى بن كعب : فما استمتعتم به منهنّ الى أجل مسمّى . « 7 »
اگر ظاهر اين چند روايت را كه تعبير « الى اجل مسمّى » دارد ، بگيريم معنايش اين است كه اين عبارت از متن قرآن افتاده است ولى در جايى كه ما مىدانيم قرآنى كه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شده همين قرآنى است كه در دست ماست و چيزى از آن كم نشده است ، پس اين روايات به چه معنا است ؟
هامش
( 1 ) آيهء 69 ، سورهء توبه .
( 2 ) . آيه 20 ، سورهء نساء .
( 3 ) . آيهء 4 ، سورهء نساء .
( 4 ) مسند احمد ، ج 4 ، ص 446 .
( 5 ) تفسير طبرى ، ج 5 ، ص 9 .
( 6 ) در المنثور ، ج 2 ، ص 140 .
( 7 ) در المنثور ، ج 2 ، ص 140 .