جواب : اين در واقع تفسيرى است كه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده بودند و همراه آيه نقل كردهاند كه نظير اين امر در آيات ديگر هم ديده شده است ، مثلًا در آيهء تبليغ مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ »
« 1 » در روايات تعبير « بلّغ ما انزل اليك فى على عليه السلام » آمده است كه در واقع اين تعبير ، تفسير پيامبر صلى الله عليه و آله است نه اين كه قرآن باشد . از همين جا جواب بسيارى از ايرادات كه در مورد تحريف قرآن وارد شده ، داده مىشود به اين بيان كه رواياتى كه دليل بر تحريف قرار داده شده در واقع تفسير است .
در مورد نكاح متعه بعضى از اهل سنّت مطالب عجيبى نوشتهاند كه نشان از بىاطّلاعى آنها دارد ، مثلًا در كتابى نوشتهاند كه متعه آن است كه بر زانيهاى عقد ببندد .
غير از دو احتمالى كه در مورد معناى استمتاع در آيه داده شد بعضى از اهل سنّت
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ »
را به معناى نكاح دائم گرفتهاند نه به معناى تلذّذ يا متعه ، در حالى كه در هيچ يك از منابع لغت استمتاع به معناى نكاح دائم نيامده است و در واقع آنان برداشت غلط خودشان را بر قرآن تحميل مىكنند .
6 ادامهء ادلّهء عقد موقّت . . . . . 29 / 6 / 82
3 - روايات :
روايات بر دو دسته است :
الف ) روايات عامّه :
روايات نابى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در معتبرترين كتابهاى اهل سنّت ( روايى ، تفسيرى و فقهى ) موجود است كه دلالت بر اباحه و عدم نسخ آن دارد . روايات سه طايفه است :
طايفهء اوّل : رواياتى كه مىفرمايد ؛ در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مشروع بوده و عمر بعداً آن را نهى كرد .
طايفهء دوّم : رواياتى كه مىفرمايد ؛ متعه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله حلال بوده و من ( عمر ) آن را حرام مىكنم .
طايفهء سوّم : رواياتى كه مىفرمايد ؛ لو لا نهى عمر ما زنى الّا شقى .
اكنون روايات اين سه طايفه را بررسى مىكنيم :
طايفهء اوّل :
* عن عبد اللّه بن مسعود انّه قال كنّا نغزوا مع رسول اللّه صلى الله عليه و آله و ليس لنا نسائنا فقلنا يا رسول اللّه صلى الله عليه و آله أ لا نَسْتَخْصى
( خصى شدن )
فنهانا عن ذلك ثم رخّص لنا أن تنكح بالثوب
( در مقابل پارچهاى به جاى مهر )
الى أجل ثم قرأ علينا
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ »
. « 2 »
اين حديث با كمال وضوح بر اباحه و عدم نسخ دلالت دارد ، زيرا لحن حديث با نسخ سازش ندارد . علاوه بر اين ، حديث دلالت دارد كه نكاح موقّت بازيچهء هوس بازان نيست بلكه براى شرايط خاصّى است .
* عن أبى نضرة قال : كنت عند جابر بن عبد اللّه فأتاه آت فقال : إنّ ابن عبّاس و ابن الزبير اختلفا فى المتعتين
( متعهء حجّ تمتّع و متعهء نساء )
فقال جابر : فعلناهما مع رسول اللّه صلى الله عليه و آله
( در زمانى كه با پيامبر بودند نه اين كه پيامبر هم متعهء نساء داشته است )
ثم نهانا عنهما عمر فلم نَعُد لهما . « 3 »
اين روايت هم دليل بر مشروعيّت و هم دليل بر عدم نسخ است .
* عن ابن جريح قال : أخبرنى أبو الزبير قال : سمعت جابر بن عبد اللّه يقول : كنّا نستمتع بالقبضة من التمر و الدقيق الايّام
( عقد موقّت )
على عهد رسول اللّه صلى الله عليه و آله و ابى بكر حتّى نهى عنه عمر . « 4 »
اين روايت هم دليل بر مشروعيّت متعه و هم دليل بر عدم نسخ است .
* عن جابر بن عبد اللّه و سلمة بن أكوع قالا : خرج علينا منادى رسول اللّه صلى الله عليه و آله فقال : قد اذن لكم أن تستمتعوا
( يعنى متعة النساء ) و عبارت ديگر حديث :
تستمتعوا إنّ رسول اللّه صلى الله عليه و آله اتانا فأذن لنا فى المتعة . « 5 »
از اين روايت فقط اباحه استفاده مىشود و بر عدم نسخ دلالت ندارد .
* رجلًا من أهل الشام سئل ابن عمر عن المتعة فقال هى حلال فقال الشامى : إنّ أباك قد نهى عنها فقال ابن عمر أ رأيت
( أى أخبرنى )
إنْ كان أبى قد نهى عنها و قد صنعها رسول اللّه صلى الله عليه و آله أ أمر أبى نتّبع أم أمر رسول الله صلى الله عليه و آله ؟ « 6 »
اين حديث دلالت بر اباحه و عدم نسخ ندارد و جالب اين
هامش
( 1 ) آيهء 67 ، سورهء مائده .
( 2 ) صحيح بخارى ، ج 7 ، ص 4 و صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 130 .
( 3 ) صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 131 .
( 4 ) صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 131 .
( 5 ) شرح مسلم ج 9 ، ص 183 .
( 6 ) سنن ترمذى ، ج 3 ، ص 186 ، شمارهء 824 .