عنوان مسأله :
اين مسأله در مورد مخالفينى ( غير شيعه ) است كه ناصبى نيستند ، آيا نكاح اينها جايز است ؟ به عبارت ديگر آيا ايمان ( به معنى خاص يعنى اعتقاد به اهل بيت عليهم السلام ) علاوه بر اسلام در زوجه و زوج شرط است و يا در يكى كافى است ؟
اين مسأله مهمّى است كه در باب نكاح مطرح و ريشهء آن در باب طهارت و نجاست است بنابراين دو بحث داريم :
1 - آيا مخالفين پاك هستند ؟
2 - آيا بحسب روايات نكاح مخالف جايز است ؟
مسأله به قدرى مهم است كه صاحب جواهر كه بنايش بر اختصار است حدود ده صفحه در اين مسأله بحث مىكند .
1 - قول به عدم جواز مطلقا .
2 - قول به جواز مطلقا .
3 - قول به تفصيل ميان زوج و زوجه ، يعنى مرد مؤمن با مخالفه مىتواند ازدواج كند ولى زن مؤمنه نمىتواند با مرد مخالف ازدواج كند .
اين سه قول در كلام صاحب رياض آمده است ولى از لابهلاى كلام كاشف اللثام قول چهارمى هم استفاده مىشود .
4 - نكاح مؤمنه با مخالف حرام است ( حرمت تكليفى ) ولى باطل نيست ( حرمت وضعى ) ، سه قول اوّل در حكم وضعى بود .
مرحوم صاحب رياض مىفرمايد :
و هل يشترط التساوى فى الايمان الخاص ( تشيّع ) المراد منه الاقرار بالائمّة الاثنى عشر بالشرط المتقدم فيه اقوال ثالثها اختصاصه ( ايمان ) بالزوج دون الزوجه ( زن مؤمن با مرد مخالف نمىتواند ازدواج كند ) و هو ( قول تفصيل ) المشهور بين الطائفة بل حكى على الاول ( مؤمن بودن زوج ) الاجماعات المستفيضة عن الخلاف و المبسوط و السرائر و سلار و الغنية . . . و الاظهر عند المصنف تبعاً للمفيد و ابن سعيد ( چون رياض شرح مختصر النافع محقق است منظور محقق مىباشد ) انه لا يشترط الايمان فى الزوج ايضا لكنّه يستحبّ مطلقا . « 1 »
از كلام مرحوم كاشف اللثام استفاده مىشود قول چهارمى كه حرام تكليفى است :
و يرد على الجميع ( احاديثى « 2 » كه مىگويد زن مؤمنه نمىتواند با مرد مخالف ازدواج كند ) ان غابتها التحريم دون الفساد . « 3 »
در باب طهارت و نجاست بعضى قائل به نجاست مخالفين هستند مثل سيد مرتضى و جمعى از قدما در عين حال كه قائل به نجاست هستند ولى نسبت به زوجه حكم بر بطلان نكرده و مىگويند مىتوان زوجهء مخالف را تزويج كرد كه اين يك معمّاست . مرحوم صاحب جواهر در اينجا مىفرمايد :
بل لم يحك احد هنا الخلاف فى ذلك ( صحّت نكاح مخالفه ) عمن علم أنّ مذهبه كفر المخالفين و نجاستهم كالمرتضى و ابن ادريس و غيرهما نعم حكى غير واحد هنا الشهرة على عدم جواز نكاح المؤمنة المخالف بل فى الرياض عن الخلاف و المبسوط و السرائر و سلار و الغنية الاجماع عليه و هو الحجة للمانع بعد النصوص المستفيضة . « 4 »
جمعبندى : در بحث طهارت و نجاست اختلاف است و مشهور قائل به طهارت مخالفين و اقليّتى مثل سيّد مرتضى قائل به نجاست هستند ، ولى در بحث نكاح ، نسبت به نكاح مخالفه ، احدى قائل به منع نشده است ، ولى نسبت به نكاح مخالف يا مؤمنه اقوال مختلف است و مشهور قائل به تفضيل هستند و ما در اين مسأله ناچاريم ابتدا سراغ طهارت و نجاست برويم چون اگر كفر آنها ثابت شود حكم نكاح هم روشن مىشود . البتّه طوايف متعدّدى از روايات داريم كه دليل بر عدم كفرشان است .
109 ادامهء مسئلهء 8 . . . . . 11 / 3 / 82
ادلّه قائلين به عدم جواز :
از دو راه مسأله را تقرير مىكنيم :
1 - روايات خاصّه :
رواياتى كه در اين مورد وارد شده و مىفرمايد نكاح عارفه به غير عارف جايز نيست ( كه بعداً خواهد آمد ) .
2 - عمومات :
به اين بيان كه بگوييم المخالف مصداق الكافر ( صغرى ) و
لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ
( كبرى ) . پس در نتيجه ازدواج با مخالف جايز نيست .
صغرى محل بحث است كه آيا مخالف كافر است يا نه ؟
شش دليل براى كفر مخالف اقامه شده است :
هامش
( 1 ) ج 10 ، ص 251 - 248 ، بحث لزوم كفائة ( كفو باشند ) .
( 2 ) ح 4 ، 5 و 6 باب 10 از ابواب ما يحرم بالكفر .
( 3 ) ج 7 ، ص 83 .
( 4 ) جواهر ، ج 30 ، ص 93 .