از مجموع روايت استفاده مىشود كه زن ثقفى تمايلات مخالف اهل بيت عليهم السلام داشته و با وجود تمام نقاط مثبتى كه داشته است حضرت او را رها كرده و از تمام نقاط قوت او چشم پوشيدند و شايد ناراحتى ايشان به اين جهت بوده كه چرا از اوّل او را نشناخته و بچّهدار هم شده است .
* و بالاسناد عن زرارة
( سند معتبر است )
عن ابى جعفر عليه السلام قال : دخل رجل على على بن الحسين عليهما السلام فقال : انّ امرأتك الشيبانيّة
( طائفهء بنى شيبان )
خارجيّة تشتم عليّاً عليه السلام فان سرَّك
( خوشتان مىآيد )
عن أسمعك ذلك منها اسمعتك
( به شما نشان دهم كه در غياب شما لعن و شتم مىكند )
قال : نعم ، قال : فاذا كان حين تريد أن تخرج كما كنت تخرج فعد فاكمن فى جانب الدار قال : فلمّا كان من الغد كمن فى جانب الدار و جاء الرجل فكلّمها فتبيّن منها ذلك فخلّى سبيلها و كانت تعجبه
( به حسب ظاهر حال مورد علاقهاش بود ) . « 1 »
بقى هنا شىء : ناصبى كيست ؟
آيا با خوارج يكى است ؟ آيا كسى است كه دينش عداوت است و عداوت دارد ؟ آيا كسى است كه غير معصومين را بر آنها ترجيح مىدهد ؟ آيا كسى است كه با شيعه مخالف است ؟ و يا منكر فضائل اهل بيت عليهم السلام است ؟
صاحب جواهر و ديگران در بحث نجاست كفّار بحث ناصبى را عنوان كردهاند كه در جلسهء آينده آن را دنبال خواهيم كرد .
106 ادامهء مسئلهء 7 . . . . . 6 / 3 / 82
بقى هنا شىء :
ناصبى كيست ؟
ناصبى در چهار كتاب ( كتاب الطهارة ، كتاب النكاح ، كتاب الارث و كتاب الحدود ) احكام دارد پس بايد موضوع آن معلوم شود و بدانيم ناصبى كيست تا احكام را بر او جارى كنيم . دربارهء معناى ناصبى تفاسير و احتمالات متعدّدى موجود است كه پنج احتمال و تفسير مهمّ را عرض مىكنيم :
تفسير اوّل : تفسيرى كه جمعى از بزرگان دارند و مىفرمايند : « الناصبى من يستدين ببغض على »
، قاموس در اين زمينه مىگويد :
و النواصب و الناصبية و اهل النصب المتدينون ببغضة على عليه السلام لانّهم نصبوا له اى عادوه . « 2 »
« نصب » در لغت معانى متعدّدى دارد :
الف ) به معنى تعب ، خستگى و ناتوانى ، در سورهء كهف به اين معنى آمده است .
« فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً » .
« 3 »
ب ) به معنى علامت و اظهار كردن چيزى ، قرآن مىفرمايد :
« وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ »
« 4 » كه يكى از گوشتهاى حرام ، گوشتى بود كه قربانى بتهاى منصوب و نمايان مىكردند . بنابراين انصاب بتهايى است كه نصب كرده و آن را عبادت مىكردند و آشكار بود .
ج ) به معنى تظاهر به دشمنى ، نصب له اى عاداه ، شايد اين معنى هم از معناى دوّم گرفته شده باشد كه به معنى تظاهر بود .
در تفسير اوّل تديّن به بغض على عليه السلام يا اهل بيت عليهم السلام جزء معنى است ، يعنى اين را جزء دينش قرار داده است كه در خيلى از عبارات علما هم آمده است و رواياتى هم داريم كه ناصبى را به همين معنى تفسير مىكند :
* . . . عن عبد اللّه بن ابى يعفور
( بعيد نيست كه سند معتبر باشد اگر چه صاحب جواهر تعبير به خبر ابن ابى يعفور دارد )
عن ابى عبد اللّه عليه السلام فى حديث قال : و ايّاك أن تغتسل من غسالة الحمّام
( حمامهاى سابق داراى مخزن آبى بود كه در پايين آن شيرى قرار داشت و زير آن يك حوضچهء كوچكى بود ، آب از منبع در حوضچه مىريخت و با ظرفى از آن آب بر روى خود مىريختند و خود را شستشو مىدادند ، آبهاى زائد در چاهكى جمع مىشد و بعضى به خاطر شلوغ بودن حمام از آب آلودهء همان چاهك استفاده مىكردند كه در احاديث متعدّدى از آن نهى شده است )
ففيها تجتمع غسالة اليهودى و النصرانى و المجوسى و الناصب لنا اهل البيت
( شاهد در اين تعبير است و از اين كه ناصبى در كنار يهود و نصارى قرار داده شده معلوم مىشود كه مذهبش ناصبى بودن است )
فهو شرّهم فان اللّه تبارك و تعالى لم يخلق خلقاً انجس من الكلب و ان الناصب لنا اهل البيت لأنجس منه . « 5 »
* قال : و قال النبى صلى الله عليه و آله : صنفان من امّتى لا نصيب لهم فى الاسلام
هامش
( 1 ) ح 7 ، باب 10 از ابواب ما يحرم بالكفر .
( 2 ) قاموس المحيط ، مادهء نصب .
( 3 ) آيهء 62 ، سورهء كهف .
( 4 ) آيهء 3 ، سورهء مائده .
( 5 ) وسائل ، ج 1 ، ح 5 ، باب 11 از ابواب ماء مضاف .