اوّل است چون اسم على عليه السلام را نمىتواند ببرد شيعه را دشمن مىدارد پس در واقع در كانون دلش دشمن على عليه السلام است .
تفسير دوّم :
مصداق كمى دارد و در زمان خاص و مربوط به گروه خاصّى است .
تفسير اوّل :
همان احتمال است ، كه در زمان ما مصداقى جز خوارج ندارد .
نتيجه : موضوع ناصبى همان قسم اوّل است .
108 ادامهء م 7 و 8 ( في نكاح المخالف ) . . . . . 10 / 3 / 82
غلات كافر هستند و ازدواج با آنها باطل است خواه زوج باشد يا زوجه و يا ابتدا باشد يا استدامه .
ادلّه :
1 - اجماع :
مسأله اجماعى و اختلافى در آن نيست .
2 - كفر غلات :
غلات كافر هستند و هر كافرى نكاحش باطل است .
دليل كفر غلات :
علّت آن يكى از دو چيز است :
الف ) منكر الوهيّت و نبوّت هستند ، يعنى خدا را قبول ندارند و مثلًا على عليه السلام را خالق مىدانند و يا على عليه السلام را بالاتر از پيامبر صلى الله عليه و آله مىدانند .
ب ) منكر ضرورات دين هستند يعنى على عليه السلام را خالق يا رازق مىدانند ( مثل حديث مجعول « خطبة البيان » « 1 » و يا شريك پيامبر مىداند .
واسطهء فيض بودن اگر به اين معنى باشد كه خداوند فيض را به واسطهء اينها به بندگان مىدهد اين درست است ولى اگر منظور خالقيّت و رازقيّت باشد باطل است . معنى « بيمنه رزق الوراء » اين است كه خدا عالم را براى انسان كامل آفريده است ، بنابراين هدف غايى خلقت انسان كامل است و مصداق أتمّ آن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام و انبياء بودهاند ، پس عالم براى آنان آفريده شده ، بنابراين اگر گناهكاران روزى مىخورند به خاطر آنهاست ، مثل اين كه علف هرزههاى اطراف نهرها از آبى كه براى درختان پربار جارى شده استفاده مىكنند .
مرحوم علّامهء مجلسى در مورد فلسفهء صد تكبير قبل از زيارتها ، فرموده : طباع تمايل به غلوّ دارد و لذا گفته شده كه صد بار تكبير بگوييد .
بعضى خيال مىكنند هرچه بيشتر غلوّ كنيم ولايتمان كاملتر است در حالى كه سفارش شده در خط وسط حركت كنيد و دو كس هلاك مىشوند « محبّ غال و مبغض قال » و مع الاسف بعضى در لباس اهل علمند ولى در عقايد و كلام كالعوام هستند در حالى كه ما تابع دستور و راهنمايى ائمّه عليهم السلام هستيم .
3 - روايات :
روايات در مورد غلات خيلى كم است چون غلات چندان محل ابتلا نبودند ، ولى ناصبىها بعد از دوران بنى اميّه خيلى زياد بودند . فقط چند روايت در مورد غلات داريم ولى در مورد نكاح آنها نبوده بلكه در مورد كفر آنها است .
* قال : و قال النبى صلى الله عليه و آله : صنفان من امّتى لا نصيب لهم فى الاسلام الناصب لاهل بيتى حرباً و غال فى الدين مارقٍ منه
( تا اينجا كلام پيامبر است ولى ذيلى كه ما گفتيم كلام صدوق و در مورد نكاح است دربارهء ناصبىهاست ولى با ضميمهء قاعدهء
« وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ »
، به درد بحث ما مىخورد ) . . . . « 2 »
* احمد بن على بن ابى طالب الطبرسى فى الاحتجاج قال : روى عن ابى الحسن الرضا عليه السلام ذم الغلات و المفوّضة و تكفيرهم و البراءة منهم .
مفوّضه عدّهاى از غلات هستند كه مىگويند ائمه را خدا آفريده و امر حيات و ممات و رزق انسانها را به دست آنها داده است . « 3 »
* . . . قال : قال أبو عبد اللّه عليه السلام : قل للغالية : توبوا الى اللّه فانكم فسّاق كفّار مشركون . « 4 »
در اين دو حديث هم در مورد نكاح بحث نشده پس در مورد غلات حديثى در مورد بطلان نكاح نداريم .
[ مسألة 8 : ( في نكاح المخالف ) ]
مسألة 8 : لا اشكال فى جواز نكاح المؤمن ( شيعه ) المخالفة غير الناصبية و امّا نكاح المؤمنة ( زن شيعه ) المخالف غير الناصب ففيه خلاف و الجواز مع الكراهة لا يخلو من قوّة لكن لا ينبغى ترك الاحتياط مهما امكن ( در واقع امام « ره » جزو قائلين به جواز مطلق هستند ) .
هامش
( 1 ) بحار ، ج 25 ، ص 348 .
( 2 ) ح 14 ، باب 10 از ابواب ما يحرم بالكفر .
( 3 ) وسائل ج 18 ، ح 31 باب 10 از ابواب حدّ مرتدّ .
( 4 ) وسائل ج 18 ، ح 41 ، باب 10 از ابواب حدّ مرتدّ .