به دنبال دين حق حركت كرد . ابتدا با آيين مسيح برخورد كرده و آن را حق يافت و مسيحى شد . عالمان دير مسيحيان به او گفتند كه در كتابهاى ما آمده در همين ايّام در ميان ملّت عرب پيامبرى ظهور خواهد كرد كه از تمام انبياء برتر و پيامبر آخر الزمان است ولى نمىتوانيم او را درك كنيم ، او به مدينه رفت بعد از ظهور پيامبر ايمان آورد . در اين ميان روزى به فكر ياران حق طلب مسيحىاش افتاد و نماز و روزه و ايمان آنها به پيامبر و انتظار كشيدن بعثت وى را براى حضرت شرح داد و از حضرت پرسيد كه حال اينها چگونه است ؟ شخص فضولى گفت اينها اهل جهنم هستند ، اينجا بود كه اين آيه نازل شد كه پيروان هر مذهبى از مذاهب آسمانى در زمان خودش و قبل از آمدن دين جديد اگر عمل صالح انجام دهند اجر مىبرند ، حتّى صابئين اگر ايمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند اهل نجات هستند .
در آيه « آمن » و « عمل » به لفظ ماضى است و مىگويد كه آنهايى كه در گذشته ايمان آوردهاند يعنى قبل از آن كه دين جديدى بيايد و نمىتوان گفت اسلام همهء اينها را پذيرا مىشود ، بنابراين آيه مربوط به اين است كه هر قوم و ملّتى در زمان خودشان اگر به دينشان علاقهمند بوده و عمل صالح انجام دهند اجر مىبرند و اين ربطى به « پلوراليسم » ندارد كه بگوييم هر دينى براى خودش آزاد است و پيروان آنها آزادند و اسلام همه را پذيرفته است .
89 ادامهء مسئلهء 1 . . . . . 25 / 1 / 82
2 - آيهء [ شصت و نهم سورهء مائده ]
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ » .
« 1 »
در اين آيه هم سخن از چهار گروه است : مسلمانان ، يهود ، نصارى و صابئين اگر تمام اينها ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند اهل نجات هستند و اجر مىبرند و خوفى از قيامت و عذاب الهى ندارند .
سؤال : اگر از
« الَّذِينَ آمَنُوا »
در ابتداى سوره مسلمانان مراد باشند از يهود و نصارى و صابئون هم مؤمنان آنها مراد باشند ، پس چرا ايمان
( مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ )
تكرار شده است ؟
جواب : اين مسأله مشابههايى هم در قرآن دارد ، به عنوان مثال مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ » .
« 2 »
ايمان داراى مراحلى است : ايمان به لفظ و ظاهرى ، ايمان به قلب ، ايمان راسخ و ايمان كامل . آيه مىفرمايد اى كسانى كه در مراحل ابتدايى ايمان هستيد ايمان كامل بياوريد و گاهى گفته شده ايمان اوّلى در آيه ايمان ابتدائى و ايمان دوّمى ثبات بر ايمان است كه در اين صورت هر دو يك مرتبه از ايمان است ( يا أيها الذين آمنوا كونوا ثابتين على الايمان ) در
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
هم اشكال مىشود كه مگر ما در صراط مستقيم نيستيم كه چنين مىگوييم . جوابهايى داده شده از آن جمله اين كه ما را در صراط مستقيم ثابت قدم بدار زيرا مؤمنين و صحابهء به نامى ( مثل طلحه و زبير ) داشتيم كه ثبات قدم نداشتند و گرفتار شدند و زمانى پشيمان شدند كه پشيمانى سودى نداشت .
پس چه مراد مراحل ايمان باشد يا حدوث و بقا ، با اين جواب اشكال مرتفع مىگردد .
مراد از
« مَنْ آمَنَ
وَ عَمِلَ صالِحاً »
چيست ؟
احتمالات تفسيرى زيادى داده شده است :
احتمال اوّل : هر كدام از اين چهار گروه اگر در عصر خود مؤمن بودند اهل نجات بودند . اين تفسير را دو قرينه تقويت مىكند :
الف ) « مَنْ » اگر موصوله باشد چون فعل
« آمَنَ
وَ عَمِلَ »
ماضى است معنايش اين است كه هر يك در عصر و زمان خودشان اگر مؤمن بودند اهل نجات بودند ، امّا اگر « مَنْ » را شرطيّه دانستيم ديگر قرينهاى نيست چون « مَنْ » شرطيّه ماضى را در حكم مضارع قرار مىدهد .
ب ) شأن نزولى براى اين آيه گفته شده كه طبرى در تفسير جامع البيان در ذيل اين آيه آن را آورده است كه همان داستان سلمان فارسى است .
احتمال دوّم : اگر تمام اين گروههاى چهارگانه به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند اهل نجات هستند يعنى مراد از « آمن » دوّم ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله است يعنى هر كه هستيد و هر سابقهء دينى كه داشته باشيد اگر ايمان به پيامبر بياوريد سابقهء سوء جبران خواهد شد .
اشكال : اگر منظور ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله است پس چرا
« الَّذِينَ أَشْرَكُوا »
در اين آيه آورده نشده همان گونه كه در آيهء 17 سورهء حج آورده شده است :
هامش
( 1 ) آيهء 69 ، سورهء مائده .
( 2 ) آيهء 136 ، سورهء نساء .