نتيجه : فقهاء عامّه و روايات عامّه در اين مسأله غالباً با ما هماهنگى دارند .
19 شرايط الرّضاع ( الرابع ) . . . . . 17 / 7 / 80
فرع دوّم : اشتراط حولين در مورد ولد مرضعه
آيا حولين در ولد مرضعه معتبر است ؟ مرحوم امام مىفرمايد اقوى اين است كه معتبر نيست ، بنابراين اگر بعد از دو سال هم اين زن ، بچّهاى را كه كمتر از دو سال دارد ، شير دهد ، نشر حرمت مىكند .
اقوال :
مشهور و معروف اين است كه شرطى در ولد مرضعه نيست .
مرحوم نراقى مىفرمايد :
و الحقّ عدم اعتبار الحولين في ولد المرضعة ، فينشر الحرمة لو وقع رضاع بعد حوليه اذا كان قبل حولى المرتضع ، وفاقاً للاكثر ، بل ادّعى بعضهم عليه الاجماع لعموم ادلّة نشر الحرمة بالرضاع و للاستصحاب خلافاً للمحكي عن الحلبي و ابني حمزة و زهرة ، بل عن الاخير الاجماع عليه ( اى على الشرطيّة ) « 1 » .
مرحوم صاحب جواهر با اينكه هميشه با مشهور است ؛ ولى از لابهلاى كلمات ايشان ظاهر مىشود كه به قول دوم ( قول شاذ ) تمايل پيدا كرده است . « 2 »
ادلّهء قول مشهور ( عدم اشتراط حولين در ولد مرضعه ) :
1 - استصحاب :
وقتى ولد مرضعه كمتر از دو سال داشت ، اگر بچّهاى را شير مىداد ، نشر حرمت مىشد ، حال كه بچهء مرضعه دو سالش گذشته است شك مىكنيم كه نشر حرمت مىكند ، استصحاب مىكنيم .
جواب : اين استصحاب دو اشكال دارد :
الف : استصحاب در شبههء حكميه است ، چون در موضوع خارجى ( ولد مرضعه ) شك نداريم بلكه شك در حكم الهى داريم ، و ما استصحاب را در شبههء حكميّه جارى نمىدانيم .
ب : استصحاب تعليقى است و استصحاب تعليقى باطل است .
به اين معنى كه سابقاً اگر بچّهاى از اين زن شير مىخورد نشر حرمت مىكرد و الان اگر بچهاى از اين زن شير بخورد ، شك داريم كه نشر حرمت مىكند يا نه ؟
2 - عمومات و اطلاقات :
« أُمَّهاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ »
،
« أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ
،
يحرم من الرضاع . . . »
عمومات هيچ يك قيدى ندارد و مقيّد به دو سال و بعد از دو سال نيست . البتّه استدلال وقتى تمام است كه عمومات را در مقام بيان بدانيم ؛ ولى اگر در مقام بيان نباشد قول مشهور به مشكل برمىخورد .
ادلّهء قول غير مشهور ( اشتراط حولين در ولد مرضعه ) :
1 - اصالة الاباحة :
اگر ولدِ مرضعه در دو سال نباشد در نشر حرمت شك داريم ، كه در اينجا اصل اباحه است .
جواب : اين دليل خوب است اگر عمومات نشر حرمت به ميدان نيايد چون اگر آنها باشند ، نوبت به اصول عمليّه نمىرسد .
2 - احاديثِ « لا رضاع بعد فطام » :
احاديث زيادى داشتيم كه عام بود ، هم فطام ولد مرضعه و هم فطام مرتضع را شامل مىشد .
جواب : ظاهر « لا رضاع بعد فطام » اين است كه فاعل هر دو فعل يك نفر است ، يعنى بچّهاى كه شير مىخورد ( مرتضع ) ، همان بچّه ، فطام داشته باشد ، نه اينكه اگر بچّهء مرضعه فطام پيدا كند ( بعد از حولين ) شير خوردن مرتضع تأثير در نشر حرمت نداشته باشد ، پس فاعل هر دو فعل يكى است و كارى با ولد مرضعه ندارد .
3 - استنباط ابن بكير :
« ابن بكير » استدلال كرد به اينكه ولد مرضعه نبايد دو سالش تمام شود چون پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است كه « لا رضاع بعد فطام » ، پس ابن بكير تصريح دارد به اينكه حولين در ولد مرضعه شرط است . « 3 »
جواب : استدلال ابن بكير براى ما حجت نيست ، لا سيّما كه دليلش « لا رضاع بعد فطام » است و بيان شد كه ربطى به اين بحث ندارد .
4 - دليل صاحب جواهر :
صاحب جواهر « 4 » در اينجا بيانى دارد كه ظاهراً مىخواهد قول دوم را تأييد كند و مىگويد كه اصحاب سراغ « حولى المرتضع » رفتهاند و سراغ حدّ ولد مرضعه نرفتهاند ، اگر بگوييم ولد مرضعه حدّى ندارد ، تالى فاسد دارد چون در اين صورت اگر ولد مرضعه دهساله هم باشد و مادر هنوز شير داشته و بچّهاى را شير دهد ، بايد
هامش
( 1 ) مستند ، ج 16 ، ص 252 .
( 2 ) جواهر ، ج 29 ، ص 299 .
( 3 ) ح 6 ، باب 5 از ابواب رضاع .
( 4 ) جواهر ، ج 29 ، ص 299 .