طايفهء اوّل : رواياتى كه مىفرمايد
« تسع سنين »
* . . . عن الحلبى عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال : قال : اذا تزوّج الرجل الجارية و هى صغيرة فلا يدخل بها حتى يأتى لها تسع سنين « 1 »
( لا يدخل نهى است و روايت صريح است ) .
* . . . عن عمّار السجستانى قال : سمعت أبا عبد اللَّه عليه السلام يقول لمولى له :
( امام به يكى از دوستان يا غلامان خود چنين مىفرمايد )
انطلق فقل للقاضى قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : حدّ المرأة ان يدخل بها على زوجها ابنة تسع سنين « 2 »
. جاى تقيّه نبوده است و امام با صراحت براى قاضى مدينه پيغام مىفرستد .
* دعائم الاسلام : عن جعفر بن محمّد عليه السلام ، انّه قال : من تزوّج جارية صغيرة ، فلا يطأها حتّى تبلغ تسع سنين . « 3 »
( سند معتبرى ندارد ؛ ولى دلالتش خوب است )
طايفهء دوّم : رواياتى كه مىفرمايد :
« تسع سنين او عشر سنين »
دو روايت است ، روايت زراره « 4 » و روايت أبو بصير « 5 » .
طايفهء سوّم : روايتى كه مىفرمايد :
« عشر سنين »
روايتى كه از حضرت على عليه السلام نقل شده « 6 » و از جهت سند مشكل دارد .
جمع بين روايات :
طريق جمع بين اين روايات واضح است چون تخيير بين اقل و اكثر جايز نيست و لذا اكثر را حمل بر استحباب مىكنيم ، پس روايت « عشر سنين » حمل بر استحباب مىشود .
بعضى محمِل ديگرى را گفتهاند و آن اينكه « عشر سنين » به معنى شروعِ عشر و « تسع سنين » به معنى پايانِ تسع باشد كه در اين صورت سه طايفه روايت ، در يك طايفه خلاصه مىگردد .
116 ادامهء مسئلهء 12 . . . . . 7 / 3 / 80
اقوال عامّه :
عامّه مسئلهء افضاء را متعرّض شدهاند ؛ و بيشتر ، مسئلهء ديه را عنوان كردهاند .
بقى هنا شىءٌ :
ظاهر فتاوى و رواياتى كه خوانده شد اين است كه « نُه سالگى » موضوعيّت دارد ، بنابراين اگر علم بر عدم افضاء هم داشته باشيم ، باز وطى حرام است مانند اينكه زوجه از نظر جثّه قوى و زوج ضعيف باشد ، بنابراين خوفِ افضاء از قبيل حكمت است نه از قبيل علّت و لكن اگر بالاتر از تسع سنين باشد و خطر افضاء يا عيب مهمّ ديگرى باشد .
در اينجا به مقتضاى قاعدهء لا ضرر مىگوئيملا يجوز الوطءو در ناحيهء زن هم مىگوئيملا يجب عليها التمكينو بايد مدّتى صبر كنند ، اگر خوف بر طرف ، و استعداد جسمانى حاصل شد ، زن واجب است تمكين كند ؛ ولى اگر خوف بر طرف نشد ، مرد خيار فسخ دارد ( شبيه موانعى كه در زوجه مانع مقاربت مىشود و سبب فسخ است ) . به همين جهت ما در مسئلهء بلوغ معتقديم بلوغ مراحلى دارد ، مثلًا مرحلهء « بلوغ للعبادة » نه سال تمام است ، ولى « بلوغ للنكاح » علاوه بر نُه سالگى ، استعداد جسمانى نيز لازم دارد ، « بلوغ الاقتصاد » ( بلوغ در مسائل مالى ) رشد عقلانى مىخواهد ، پس بلوغ داراى مراحل است و احكام بلوغ مرحله به مرحله پياده مىشود .
فرع دوّم : آيا ساير استمتاعات نسبت به كمتر از نُه سال جايز است ؟
جمعى از متأخرين و معاصرين به جواز ساير استمتاعات تصريح كردهاند ، صاحب جواهر مىفرمايدللاصل السالم من المعارض ، « 7 » كه منظور از اصل ، اصالة الاباحة يا عموماتى است كه مطلقاً اجازهء استمتاعات را مىدهد و وطى با دليل خارج شده است .
و لكن الانصاف : اين حكم را با اين عموميّتى كه گفتهاند نمىپذيريم ، چون بعضى از استمتاعات نسبت به صغير السن قبح عقلائى دارد ، مانند استمتاع از رضيعه . پس حسن و قبح در اينجا حاكم است و لذا عمومات استمتاع زوج از زوجه منصرف است بما يتعارف عند العقلاء و شامل اين گونه موارد نمىشود .
فرع سوم : اگر با زوجهء خود قبل از اكمال نُه سالگى وطى نمود و عيبى هم حاصل نشد .
مشهور فرمودهاند كه هيچ حكمى ندارد و گناهى كرده است و بنابراين كه هر گناه كبيرهاى تعزير دارد ، حاكم شرع مىتواند او را تعزير كند . لكن جماعتى از علماء كه در اقليّت هستند ، قائل به حرمت ابدى شدهاند . شيخ مفيد در مقنعه ، شيخ طوسى در نهايه ، ابن ادريس در سرائر ، سبزوارى در كفايه ، حرمت ابدى را نسبت به جماعتى داده
هامش
( 1 ) ح 1 ، باب 45 از ابواب مقدّمات نكاح .
( 2 ) ح 3 ، باب 45 از ابواب مقدّمات نكاح .
( 3 ) مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ح 4 ، باب 36 از ابواب مقدّمات نكاح .
( 4 ) ح 2 ، باب 45 از ابواب مقدّمات نكاح وسائل .
( 5 ) ح 4 ، باب 45 از ابواب مقدّمات نكاح وسائل .
( 6 ) ح 7 ، باب 45 از ابواب مقدّمات نكاح وسائل .
( 7 ) جواهر ، ج 29 ، ص 424 .