113 مسئلهء مستحدثه ( شبيهسازى ) . . . . . 18 / 2 / 80
البحث فى مقامين :
المقام الاوّل : آيا اصل اين عمل در مورد انسانها جايز است ؟
در مورد حكم شرعى از سه جهت صحبت مىشود :
1 - از نظر لوازم و عوارض :
اين كار مسلّماً مستلزم نظر و لمس حرام است ( به جهت كاشتن در درون رحم ) مگر اينكه كسى كه اين كار را مىكند شوهرِ زن باشد كه فرض نادرى است .
2 - از نظر عنوان اوّلى :
اصل اباحه است چون آيه و روايت و اجماع و دليل عقلى بر حرمت شبيهسازى نداريم ، و از مسائل مستحدثه است .
3 - از نظر عنوان ثانوى :
اين عمل از نظر مسائل اخلاقى و حقوقى جوانب مختلفى دارد .
الف : از نظر اخلاقى :
اگر اين باب مفتوح شود كه از شبيهسازى فرزندانى متولد شود ، در اين صورت ممكن است مسئلهء نكاح و ازدواج كه يك امر طبيعى است ، برچيده شده و نظام خانوادگى مختل شود و بسيارى از زنان بىشوهر باردار شوند و يا زنى از وجود خودش باردار شود ، كه ظاهراً مادر و فرزند هستند ؛ ولى به يك معنى دوقلو هستند . اخلاق در سطح جهان اين عمل را نمىپذيرد ، زيرا باعث اضمحلال در جوامع بشرى مىشود .
ب : از نظر مسائل حقوقى :
اين بچه نه پدرى دارد ( چون از نطفهء مرد نيست ) و نه مادرى ( چون تركيب نطفه نيست ) ، و نه خواهرى دارد و نه برادرى و نه منتسب به فاميل ، و در رحمى پرورش پيدا كرده كه مادرش نيست بلكه مادر جانشين است .
ج : از نظر مسائل اجتماعى :
اختلافات زيادى ايجاد مىكند و اركان جامعه را بهم مىريزد .
ان قلت : اين كار فوائد زيادى هم مىتواند داشته باشد .
فايدهء اوّل :
سلّولهاى نوابغ را بگيرند و نگهدارى كنند و در هر عصر و زمانى نوابغى درست كنند و شبيهسازى سر از نابغهسازى در بياورد ، چون نوابغ سرمايهاى براى امّتها و ملّتها هستند .
قلنا : اوّلًا : آيا شبيه نابغه هم نابغه خواهد شد ؟ هذا اوّل الكلام ، چون در شبيهسازى جنبههاى جسمانى شبيه هم مىشود ، حتّى دوقلوها هم از نظر استعداد در بسيارى از موارد شبيه هم نيستند .
ثانياً : سلّمنا كه بتوان نوابغى بوجود آورد . معلوم نيست كه نوابغ هم اگر در جامعهاى زياد شوند جامعه خوشبخت شود ، چون ممكن است خودِ نوابغ با هم اختلاف داشته باشند ( جنگ نوابغ ) .
ثالثاً : اگر اين باب مفتوح شود ، ممكن است جانيان را هم شبيهسازى كنند ، بنابراين بهتر است كار روى حسابى باشد كه نظام آفرينش دارد . پس اين كه گمان شود شبيهسازى فوائدى دارد در كنار آن مضرّات زيادى هم دارد كه قابل كنترل نخواهد بود .
فايدهء دوّم : بوسيلهء شبيهسازى پيوند اعضاء انجام داده و افرادى را از اين طريق از مرگ نجات دهند .
قلنا : جواب آن معلوم است ، چون مثلًا كليه را به تنهائى نمىتوان شبيهسازى كرد ، بلكه بايد انسانى بسازيم و آن را قطعهقطعه كنيم و قطعات بدنش را بر انسان ديگر پيوند بزنيم و حال آنكه انسان شبيهسازى شده هم حقّ حيات دارد ، پس ترميم اعضاء به قيمت كشتن انسانها خواهد بود و اين كار جايز نيست .
پس از نظر عناوين ثانويّه اين كار براى جامعهء بشرى خطرناك است و تمام اقوام و ملل جهان آن را خلاف مسائل اخلاقى مىدانند و حتّى بسيارى از دولتها با تصويب قانون ، اين كار را ممنوع دانستهاند .
114 مسئلهء مستحدثه ( شبيهسازى ) . . . . . 19 / 2 / 80
بعضى براى حرمت شبيهسازى ، سه دليل اقامه كردهاند :
دليل اوّل : اصالة الحرمة
بدن ما ملك خداست و ما اجازهاى نداريم كه از آن برداريم و روى آن كار كنيم و در تخمك مادّه قرار دهيم ، تا در رحم بماند و پرورش پيدا كند .
قلنا : اين منطق اصالة الحظرىهاست كه اصل را در همهء اشياء حرمت مىدانند ؛ ولى اصل در اشياء اباحه است و اينكه ما ملك خدا هستيم مالكيّت تكوينيّهء الهى است و در مقابل داريم كه
خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
و ياالناس مسلّطون على اموالهم و انفسهمكه اينها با مالكيّت تكوينيّهء الهى منافات ندارد و بر فرض هم ملك خدا باشد ، خدا خودش بر اساس
كل شىء لك حلال
اجازه داده است .
دليل دوّم : آيهء فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ . . .
« 1 »
شيطان مىگويد انسانها را وسوسه مىكنم تا خلق خدا را تغيير
هامش
( 1 ) آيهء 119 ، سورهء نساء .