اصول واقع شده است .
فصل سومى نيز تحت عنوان اهداف و انگيزهها در اقتصاد اسلامى مىتواند محطّ بحث واقع شود تا معلوم گردد كه ما از نظام اقتصادى اسلامى چه آرمانها و نتايجى را انتظار داريم .
از آنچه گذشت روشن مىشود كه مباحث اين نوشتار مىبايست در سه فصل « مبانى اقتصاد اسلامى » ، « اصول اقتصاد اسلامى » و « اهداف اقتصاد اسلامى » تعقيب گردد . « 1 » چنانكه روشن شد كه مقصود از مبانى ، اعم از مبانى اعتقادى ( بينشى ) و اخلاقى ( ارزشى ) است و تفكيك اين دو در دو فصل ، ضرورى نمىنمايد .
به هر حال نتيجه اين مىشود كه براى ترسيم خطوط كلى اقتصاد اسلام لازم است مباحث اين بخش در سه فصل پىگيرى شود :
فصل اوّل : مبانى اقتصاد اسلامى ( مبانى اعتقادى و ارزشى )
فصل دوم : اهداف و انگيزهها در اقتصاد اسلامى
فصل سوم : قواعد اقتصاد اسلامى ( اصول راهبردى )
هامش
( 1 ) . اگر جعل اصطلاح ، مؤونهاى نداشته باشد مىتوان از فصل اوّل به « اصول مكتبى » ( با توجه به آنچه در تعريف مكتب اقتصادى گذشت ) تعبير كرد كه اصولى فكرى و اخلاقى است و از فصل دوم با عنوان « اصول سيستمى » كه اصولى عملى و راهبردى است ، ياد نمود .