جابر ! به خدا قسم به خداى تبارك و تعالى نمىتوان نزديك شد مگر با اطاعت و فرمانبردارى ، ( ما اهل بيت ) برائت هيچ كس را از آتش ، در اختيار نداريم ، هيچ كس حجّتى بر خدا ندارد ، هركس كه مطيع خداست دوست و ولىّ ماست و هركس كه در برابر خدا عاصى و گنهكار است دشمن ما محسوب مىشود . ولايت و سرپرستى ما دست يافتنى نيست مگر از طريق عمل و ورع و پارسايى » . « 1 »
روشن است كه عمل و ورع و طاعت ، بدون آشنايى با « فقه » و مسائل حلال و حرام حاصل نمىشود ، چنان كه تقوا كه مطابق اين روايت و آيهء
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »
« 2 » معيار كرامت و آبرومندى نزد خداوند واقع شده ، بدون فراگيرى واجبات و محرماتى كه « فقه » متكفّل آن است بدست نمىآيد .
بنابراين حبّ خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان اهل بيت عليهم السلام كه لازمهء ايمان است بدون عمل و آشنايى با فقه كامل نمىشود .
* * *
تأثير اعتقادات و اخلاق در مسائل فقهى :
از آنچه گذشت تأثير عميق « فقه » در اعتقادات و اخلاق و اينكه اخلال در « فقه » - كه ثلث دين يعنى شريعت را منعكس مىكند - سبب اخلال در دو ثلث ديگر مىشود به خوبى روشن شده است ، ولى نكتهء قابل توجّه اين است كه - به عكس - اخلال در اعتقاد و اخلاق نيز سبب اخلال در عمل به شريعت مىشود .
گواه روشن بر اين مدعا نكات اخلاقى و مسائل اعتقادى فراوانى است كه در سرتاسر فقه پيدا مىشود و ذيلًا به تعدادى از آنها اشاره مىگردد :
الف ) بخش عمدهاى از فقه را عباديّات تشكيل مىدهد كه قوامش به نيّت خالص و قصد قربتى است كه به مسائل اخلاقى و اعتقادى بر مىگردد ، حتّى در اعمال توصّلى نيز گرچه قصد قربت ، شرط صحّت عمل نيست ولى شكى نيست كه سبب كمال آن مىشود .
همهء فقها اتفاق نظر دارند كه خلوص از ريا در مطلق عبادات شرط است و اگر كسى از عبادتى قصد ريا داشته باشد عملش باطل است و مرتكب معصيت كبيره شده است زيرا به خداى متعال شرك ورزيده است و حتّى اگر بعضى از اجزاى واجب و يا مستحب عمل عبادى را به قصد ريا بجا آورد و يا اصل عمل براى خدا باشد ولى انجام آن در مكانى خاص مثل مسجد و يا زمانى خاص مثل اوّل وقت به قصد ريا باشد ، باطل است . « 3 »
در رواياتى از پيامبر اكرم و امامان اهل بيت عليهم السلام نقل شده ، نيز آمده است :
قال اللَّه عزّ و جلّ : « أنا خير شريك ، من أشرك معي غيري في عمل عمله لم أقبله إلّا ما كان لي خالصاً
؛ خداوند عزّ و جلّ فرمود : هركس ديگرى را در اعمال خود با من شريك كند عمل او را قبول نخواهم كرد مگر اينكه خالصانه براى من انجام
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 74 ، ح 3 .
( 2 ) . حجرات ، آيهء 13 .
( 3 ) . عروة الوثقى كتاب الصّلاة ، فصل النيّة ، مسألهء 8 .