التفريع
؛ بيان و القاى اصول كلّى اسلام بر عهدهء ماست و تفريع و تطبيق آن بر مصاديق و موارد خاص به عهدهء شماست » . « 1 » ( ر . ك : « نقش زمان و مكان در استنباط » و « مسائل مستحدثه » در همين كتاب ) .
* * * 4 . بعضى ديگر مىگويند : از حكومت دينى چه كارى ساخته است كه از غير آن ساخته نيست ؟ در برابر اين سخن بايد گفت : از حكومت غير دينى چه كارى ساخته است كه از حكومت دينى ساخته نيست ؟
افزون بر اينكه تلقى از سياست و حكومت و چگونگى انقياد و فرمانبردارى از آن در ميان معتقدان به حكومت دينى با ديگران يكسان نيست .
در بحث گذشته امتيازات حكومت دينى را بر غير دينى به طور مشروح برشمرديم و روشن ساختيم كه حكومت دينى در جهات مختلف كارآيىهاى فراوانى دارد كه در حكومت غير دينى نيست .
خلاصه و جمعبندى :
از مباحث اين مجموعه به دست مىآيد كه :
1 . دين اسلام ، دين فردى و خصوصى نيست ، بلكه دينى است جامع كه فقه و تعاليم فقهى آن همهء ابعاد زندگى اجتماعى ، از جمله مسأله حكومت را نيز شامل مىشود .
2 . مؤلفههاى فراوانى در اسلام به چشم مىخورد كه در راستاى اثبات اين معناست ؛ به گونهاى كه اسلام و احكام فقهى آن همهء عرصههاى سياسى اجتماعى بشرى را مدّ نظر دارد .
3 . مخالفان اسلام به ويژه آنان كه دين را از سياست جدا مىپندارند ، درك صحيحى از اسلام و سياست ندارند .
4 . مخالفان مكتب اسلام ، برخى اسلام را در مقايسهء با اديان ديگر از جمله مسيحيت كنونى مورد ارزيابى قرار مىدهند و بعضى نيز به طور كلّى اطلاع قابل ملاحظهاى از اسلام ندارند . بنابراين ، نمىتوان بر تحليلهاى آنان تكيه كرد .
5 . اسلام اهميّت زيادى براى صالح بودن زمامداران قائل است تا آنجا كه نقش آنها را در زندگى سياسى و اجتماعى برتر از نقش صلاحيت مردم مىداند چرا كه حاكم صالح براى صلاح امّت برنامهريزى مىكند .
خداوند مىفرمايد : هر گروهى از مسلمانان كه به حاكميّت پيشواى ظالمى كه مشروعيّت الهى ندارد ، تن در دهد آنها را كيفر خواهم داد ، هر چند اعمال آن گروه ( ظاهراً ) نيكو و پاك باشد و هر گروهى از مسلمانان كه پيشواى عادلى را كه مشروعيّت الهى دارد برگزيند ، مورد عفو قرار مىدهم ، هر چند آن گروه ( ظاهراً ) ستمگر و بدكار باشد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 41 .
( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 276 .