1 . ضرورى
2 . غير ضرورى
اما ضرورى خود بر دو قسم است :
نخست اينكه : در اصل و ريشه ضرورت دارد و اين عالىترين مرتبه مقاصد در ميان تمام اقوام و ملل است . مانند : حفظ دين ، حفظ نفس ، حفظ عقل ، حفظ نسل و حفظ مال .
مثلًا : براى حفظ دين ، جهاد تشريع شده ، و براى حفظ نفوس قصاص جارى مىشود ، و براى حفظ عقل حدّ شراب جارى مىگردد ، و براى حفظ نسل حدّ زنا جارى مىشود و براى حفظ مال حدّ سرقت و ( براى حفظ امنيّت جامعه ) حدّ محارب اجرا مىگردد » « 1 » و در ادامهء بحث موارد ديگر را نيز ذكر مىكند .
« غزالى » دانشمند معروف اهل سنّت ( م 505 ) نيز با اشارهء به اصول پنجگانه مزبور مىنويسد :
« احترام حفظ اين اصول پنجگانه و تحريم تفويت و از بين بردن آنها در ميان تمام ملل و شرايع جزء بديهيّات است » . « 2 »
يكى ديگر از محقّقان متتبع معاصر اهل سنّت به نام دكتر « وهبه زحيلى » در مورد تعليل احكام مىنويسد :
« با استقرا ثابت شده است كه در احكام شرع مصالح مردم رعايت شده است » .
سپس در مقام اقامهء دليل بر اين مطلب به آيهء شريفهء ذيل استدلال مىكند :
«
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ »
؛ ما تو را جز براى رحمت جهانيان نفرستاديم » . « 3 »
و مىگويد : « و مقتضى الرّحمة تحقيق مصالح الناس ؛ مقتضاى رحمت همان تحقق يافتن مصالح و منافع مردم است » . « 4 »
جالب اين كه او در كتاب تفسير « المنير » در ذيل آيهء 32 سورهء مائده :
« مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ . . . »
كه در آن جعل قانون قصاص بر بنى اسرائيل ، به قصهء هابيل و قابيل و حكمتهاى مندرج در اين قصه تعليل شده ، بعد از تصريح بر اين كه مسألهء قصاص در تمام اديان بوده ، مىنويسد :
« اين آيه دلالت دارد كه احكام خداوند گاهى توأم با تعليل است ، چرا كه خداوند در اين آيه مىفرمايد :
« مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا »
اى أنّ تشريع تلك الاحكام معلّلٌ بتلك المعانى ؛ يعنى تشريع احكامى ( مانند قصاص و امثال آن ) به خاطر همان معانى ( و اهداف ) مىباشد » . « 5 »
يكى ديگر از دانشمندان اهل سنّت به نام « محمّد ابو زهره » ( م 1396 ) مىنويسد :
مقصد و هدف نهايى كه در تمام احكام شريعت ثابت است ، مصالح مردم است ، هيچ دستورى در قرآن و احاديث وارد نشده مگر اين كه در آن مصلحتى حقيقى وجود دارد كه به حفظ امور
هامش
( 1 ) . رفع الحاجب عن مختصر ابن الحاجب ، ج 4 ، ص 334 .
( 2 ) . المستصفى من علم الاصول ، ج 1 ، ص 416 .
( 3 ) . انبياء ، آيهء 107 .
( 4 ) . اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 762 .
( 5 ) . التفسير المنير ، ج 6 ، ص 160 .