رسيدن خداوند به وسيلهء چيز ديگرى است و اين هم محال است ، زيرا خدا نقصى ندارد تا با چيز ديگرى آن را جبران نمايد .
ديگر اين كه : لازمهء اعتقاد به هدف و غرض تسلسل است ، و آن نيز محال است ( زيرا هر هدفى نياز به هدف ديگرى دارد ) .
دليل سوم اشاعره اين است كه : هدف جز لذّت و منفعت و دفع درد و آلام ، چيز ديگرى نيست ؛ و خداوند از ابتدا توانايى بر تحصيل آن را دارد ، پس فايده و نيازى به واسطه بودن اسباب و علل نيست « 1 » ولى اشتباه بزرگ آنها در اين نكته است كه گمان كردهاند مصالح و مفاسد افعال به ذات پاك خداوند بر مىگردد در حالى كه روشن است همهء آنها مربوط به نيازهاى بندگان است .
سخنان معتقدان به تعليل :
در برابر اين گروه ، جمعى از دانشمندان و محقّقان اهل سنّت معتقدند كه ميان عقلا خلافى وجود ندارد كه شرايع انبيا بر محور مصالح مردم در امور دينى و دنيوى آنها دور مىزند . از جمله :
مفسّر معروف « قرطبى » ( م 671 ) در تفسير خود مىگويد :
« لا خلاف بين العقلاء انّ شرايع الانبياء قصد بها مصالح الخلق الدينيّة و الدنيويّة ؛ ميان عقلاى جهان خلافى نيست كه هدف نهايى از شرايع انبيا مصالح دينى و دنيوى بشر است » . « 2 »
يكى ديگر از دانشمندان اهل سنّت معروف به « ابن قيّم » ( م 751 ) در اين باره كه قرآن و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله مملوّ از تعليل احكام به حكمتها و مصالح مىباشد سخن قابل توجهى دارد . مىگويد :
« اگر اين گونه موارد در حدود يكصد يا دويست مورد بود آنها را رها مىكرديم ولى بيش از هزار مورد است ! »
آنگاه اين بحث را مطرح مىكند كه تعليل و ادوات آن در قرآن و حديث به انواع مختلف ذكر شده است :
گاه با « لام تعليل » كه صريح در علّيّت است مطرح شده ، و گاه با « مفعول لأجله » كه مقصود حقيقى فعل است ، و گاهى با ادات « كَىْ » و . . . تا آنجا كه مىگويد :
« قرآن از اوّل تا آخرش پر از حكمتها و مصالح و منافع جهان تكوين و تشريع است و امكان ندارد كسى كه كمترين آگاهى بر معانى قرآن داشته باشد اين مطلب را انكار كند » . « 3 »
نامبرده در كتاب معروف خود « اعلام الموقّعين عن ربّ العالمين » در مبحث حجيّت قياس براى تأييد مسألهء تعليل احكام ، دو عنوان ذكر كرده است :
1 . « القرآن يعلّل الاحكام » : در رابطهء با اين عنوان به آيات زيادى استدلال مىكند و واژههايى را كه دلالت بر تعليل احكام دارند نام مىبرد .
هامش
( 1 ) . تعليل الاحكام ، ص 100 .
( 2 ) . الجامع الاحكام القرآن ، ج 2 ، ص 64 - 63 .
( 3 ) . مفتاح دار السعادة و منشور ولاية العلم و الإرادة ، ج 2 ، ص 374 .