كارها را محكم نمود با اينكه ضعف و ناتوانىهايى نيز داشت سپس بعد از آنها مردى بر آنها حكومت كرد كه حق را برپا داشت و در مسير حق گام برمىداشت تا زمانى كه دين گسترش يافت و همچون شترى كه به مقصد مىرسد و آرام مىگيرد و گلوى خود را بر زمين مىنهد آرامش در جهان اسلام پيدا شد هر چند او نيز داراى خشونت فراوان و عدم اعتدال در پيمودن راه بود سپس شخص سومى را به خلافت برگزيدند كه مالك چيزى از امور خود نبود خاندان او بر او چيره شدند و او را بهسوى خواستههاى نادرست خود سوق دادند همانگونه كه بچهشتر مهارزده را به هر طرف مىبرند و اين وضع همچنان بين او و بين مردم ادامه يافت . گاه از مردم دور مىشد و گاه به آنها نزديك مىگرديد تا ( مردم به جان آمدند و ) او را به قتل رساندند سپس به سراغ من آمدند و همچون سيل خروشانى اطراف مرا گرفتند تا با من بيعت كنند » . « 1 »
البته اگر صحت اين خطبه را بپذيريم - هر چند مرحوم علامه امينى آن را شديدا انكار كرده و از مجعولات مىشمرد « 2 » - مشكل مهمى طبق عقايد شيعه ظاهر نمىشود چراكه امام عليه السلام گرچه كارهايى از خليفهء دوم را ستوده اما اعمال ديگرى از او را نكوهش كرده و او را به خشونت و عدم اعتدال در پيمودن راه توصيف كرده است .
نويسندهء كتاب تمام نهجالبلاغه اين جمله را ضمن نامهاى بيان كرده كه امام على عليه السلام در پاسخ سؤالات مردم دربارهء خلفاى پيشين نگاشت و دستور داد هر روز جمعه آن را در نقاط مختلف براى مردم بخوانند و آن نامه بسيار طولانى و مفصل است و جملهء مذكور در ضمن آن آمده است .
نويسندهء اين كتاب در پايان اين نامه منابع متعددى براى آن ذكر كرده است
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 20 ، ص 218 .
( 2 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 40 .