چه كسانى را غرور فرامىگيرد و پا از گليم خود فراتر مىنهند و چه كسانى به واسطهء داشتن ظرفيت كامل تغييرى در وضع آنها رخ نمىدهد . چه كسانى براى اندوختن مال و ثروت از طريق حكومت ، به ظلم و ستم به ديگران مىپردازند و چه كسانى تقوا را از دست نمىدهند . چه افرادى به نفع طرفداران خود حكم ظالمانه مىكنند و چه اشخاصى همگان در برابر آنها يكساناند .
بهراستى بسيار مشكل است كسانى را پيدا كنيم كه بعد از رسيدن به مقامهاى بالا تغيير و دگرگونى در حال آنها پيدا نشود جز معصومين عليهم السلام كه كمترين تغييرى پيدا نمىكردند . اميرمؤمنان على عليه السلام آن روز كه در گوشهء خانه نشسته بود و ديگران بهناحق حكومت مىكردند زندگى زاهدانهاى داشت و آن روز نيز كه به حكومت رسيد همان زندگى زاهدانه را - و شايد بهطور كاملترى - ادامه داد .
در حكومتش فرقى ميان برادر خود و افراد عادى نگذاشت و طرفداران خود را بههنگام انحراف از طريق حق همانگونه مؤاخذه و ملامت مىكرد كه مخالفان خود را .
در زندگى روزانهء خود نيز كسانى را سراغ داريم كه وقتى مقام مختصرى پيدا كردند همه چيز آنها دگرگون شد و حتى دوستان سابق خود را بهكلى فراموش كردند و از عهدهء امتحان مقام كوچكى برنيامدند و به عكس ، افراد عالم و باتقوايى را مىبينيم كه رسيدن به مقامات بالا آنها را دگرگون نساخت و گام جاى گامهاى مولايشان على عليه السلام گذاشتند .
بهراستى اين سخن حق است كه مقامات حكومتى ، در حكم ميدان مسابقهء مردان است .
مرحوم علامه آيت اللَّه مطهرى در مجموعهء آثارش سخنى از يك نويسندهء عربى به نام على الوردى كه اصالتاً عراقى ، و شيعه و استاد دانشگاه بود ولى تمايلات ماركسيستى نيز داشت نقل مىكند كه جالب است . او مىگويد : انصاف
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 503
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٠٣