النّهارُ
؛ سخن شب را صبحگاهان محو مىكند » . « 1 »
به هرحال اين موضوع هم يكى از نشانههاى ناپايدارى دنياست . نه مالش پايدار است نه مقامش نه جوانى نه سلامت و نه وعده و وعيدهايش . با فاسد شدن يك خواب شبانه ممكن است همه چيز بههم بخورد و به همين دليل هيچ عاقلى به مظاهر دنيا اعتماد و اطمينان نمىكند هرچند نبايد دست از تلاشوكوشش برداشت .
اين احتمال نيز در تفسير جملهء بالا داده شده كه منظور امام عليه السلام اين است كه خواب زياد تصميمها را سست مىكند و پرخوابى عامل عقبماندگى و شكست است . ازاينرو مرحوم محدث نورى در كتاب مستدرك الوسائل اين كلام شريف را در بابى ذكر كرده كه عنوانش چنين است : بَابُ كَرَاهَةِ كَثْرَةِ النَّوْمِ وَالْفَرَاغِ . و در همان باب به همين مناسبت احاديث ديگرى آورده ازجمله اينكه امام عليه السلام فرمود :
« بِئْسَ الْغَرِيمُ النَّوْمُ يفْنِى قَصِيرَ الْعُمُرِ وَيفَوِّتُ كَثِيرَ الْأَجْرِ
؛ خواب ، طلبكار بدى است عمر كوتاه را بر باد مىدهد و اجر فراوان را از ميان مىبرد » . « 2 »
ديگر اينكه ابن ابىحمزة نقل مىكند كه به ابوالحسن ( موسى بن جعفر عليه السلام ) عرض كردم : پدرت جانشين خود را معين كرد شما هم جانشين خود را معرفى كنيد . امام عليه السلام دست مرا گرفت و تكان داد و اين آيه را تلاوت فرمود : « « وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ مَّا يَتَّقُونَ » ؛ چنان نبود كه خداوند قومى را ، پس از آن كه آنها را هدايت كرد ( و ايمان آوردند ) گمراه ( و مجازات ) كند ؛ مگر امورى را كه بايد از آن بپرهيزند ، براى آنان بيان نمايد ( و آنها مخالفت كنند ) » . « 3 »
هامش
( 1 ) . اين جمله ضرب المثلى است كه از كلام كنيز محمّد امين ( خليفهء عباسى ) گرفته شده ، كنيز ، شبانه وعدهاى به او مىدهد و فردا تخلف مىكند وقتى از او مىخواهد كه به وعدهاش عمل كند در جوابش مىگويد : « كلام الليل يمحوه النهار » و عدهاى از شعرا اين مصرع را با مصرعهاى ديگرى تكميل كردهاند كه شرح آن را مىتوانيد در الفتوح ابن اعثم ، ج 8 ، ص 404 بيابيد .
( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 13 ، ص 44 ، ح 2 .
( 3 ) . توبه ، آيهء 115 .