خيرات بزرگ مىكند و اين خود نكتهء مهمى است .
در حكمت 95 نيز به اين نكته اشاره شده است : «
لَا يقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى وَكَيفَ يقِلُّ مَا يتَقَبَّلُ
؛ هيچ عملى اگر با تقوا ( و قصد قربت ) همراه باشد كم نيست و چگونه كم خواهد بود عملى كه مقبول درگاه خداوند است » .
با توجه به اين چهار نكته هيچ كار خيرى را هر چند كم و كوچك باشد نبايد ناديده گرفت . همانگونه كه شر كوچك را نبايد كوچك گرفت كه گاه از كار شر كوچكى آتشى بىپايان برمىخيزد ؛ مىتوان با يك كبريت شهر بزرگى را آتش زد و در تاريخ نيز خواندهايم كه حادثهء قتل يك شاهزاده در اروپا جرقهء جنگ جهانى را زد و بهدنبال آن تمام اروپا در آتش سوخت .
به اين ترتيب امام عليه السلام همهء مردم را به كارهاى نيك اعم از كوچك و بزرگ تشويق مىكند تا در سايهء آن جامعهء اسلامى راستين بهوجود آيد .
در بخش دوم امام عليه السلام به عذر و بهانههايى كه بعضى از افراد براى فرار از كار نيك مىآورند اشاره كرده و پاسخ مىگويد . مىفرمايد : « هيچيك از شما نگويد :
فلان كس در انجام ( اين ) كار خير از من سزاوارتر است ، كه به خدا سوگند چنين خواهد شد » ؛ (
وَلَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ : إِنَّ أَحَداً أَوْلَى بِفِعْلِ الْخَيْرِ مِنِّي فَيَكُونَ وَ اللَّهِ كَذلِكَ
) . سپس امام عليه السلام توضيح مىدهد و مىفرمايد : « هركدام از خير و شر را اهلى است كه اگر شما آن را رها كنيد ديگران بهجاى شما انجام مىدهند » ؛ (
إِنَّ لِلْخَيْرِ وَالشَّرِّ أَهْلًا فَمَهْمَا « 1 » تَرَكْتُمُوهُ مِنْهُمَا كَفَاكُمُوهُ أَهْلُهُ
) . در ميان مردم ، معمول است كه وقتى كار خيرى به كسى پيشنهاد مىشود براى اينكه از آن فرار كند مىگويد چرا بهسراغ فلان كس نمىروى كه هم ثروتش از
هامش
( 1 ) . در تعدادى از نسخ نهجالبلاغه بهجاى مهما « ما » آمده و در غررالحكم نيز همينگونه است اگر چنين باشد ضمير مفرد « تركتموه » به آن برمىگردد ولى اگر بهصورت مهما شرطيه باشد مرجع ضمير مبهم خواهد شد . بنابراين نسخهء « ما » صحيحتر به نظر مىرسد .