و معنوى ما ندارد ، مثلًا سؤال مىكنند ابعاد كشتى نوح عليه السلام از نظر طول و عرض چقدر بود ؟ حيواناتى كه آن حضرت در كشتى با خود سوار كرد كداميك از حيوانات بودند ؟ يا سؤالى كه معروف است اشعث بن قيس از امام اميرمؤمنان على عليه السلام كرد و گفت : تعداد موهاى سر من چقدر است ؟ كه حضرت جواب كوبندهاى به او داد . « 1 »
اين در حالى است كه انسان مجهولات بسيارى دارد كه رسيدن به پاسخ آنها در سرنوشت او بسيار مؤثر است و اگر تمام اوقات فراغت خود را صرف يافتن پاسخ آنها كند چه بسا موفق به همهء آنها نشود .
آيا در چنين شرايطى عقل اجازه مىدهد كه انسان بهسراغ سؤال دربارهء امور غير ممكن برود و از آنچه ممكن است و در زندگى او مؤثر مىباشد صرف نظر كند ؟
نكته آداب سؤال
در احاديث اسلامى به پيروى از قرآن ، سؤال به عنوان كليد علم معرفى شده است . در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم : «
الْعِلْمُ خَزَائِنُ وَ مَفَاتِيحُهُ السُّؤَالُ فَاسْأَلُوا رَحِمَكُمُ اللَّه فَإِنَّهُ يؤْجَرُ أَرْبَعَةٌ السَّائِلُ وَ الْمُتَكَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ
؛ علم ، گنجينه است و كليد اين گنجينهها سؤال است بنابراين سؤال كنيد ؛ خدا رحمت كند شما را زيرا چهار گروه درمورد سؤال اجر و پاداش الهى دارند :
سؤالكنندگان ، پاسخگويان ، شنوندگان و كسانى كه آنها را دوست دارند » . « 2 »
در حديث ديگرى آن حضرت مىفرمايد : «
السُّؤالُ نِصْفُ العِلْمِ
؛ سؤال نيمى از
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 41 ، ص 313 .
( 2 ) . همان ، ج 74 ، ص 146 ، ح 39 .