ستم شود . به ديگران نيكى كن چنانكه دوست دارى به تو نيكى شود . آنچه را براى ديگران قبيح مىشمرى براى خودت نيز زشت شمار . و براى مردم راضى شو به آنچه براى خود از سوى آنان راضى مىشوى . آنچه را كه نمىدانى مگو ، اگرچه آنچه مىدانى اندك باشد ، و آنچه را دوست ندارى دربارهء تو بگويند ، دربارهء ديگران مگو » . « 1 »
نكته روح ادب و اسباب آن
« أدب » ( بر وزن ابر ) در اصل به معناى دعوت كردن به مهمانى است و لذا به مجلس مهمانى مَأْدُبَة و مَدعاة مىگويند .
« أدَب » ( بر وزن طلب ) به معناى دعوت كردن ديگرى به نيكىها و ترك زشتىهاست و تأديب نيز همين معنا را مىرساند .
اين كار وظيفهء تمام انبيا و اوليا و معلمان و پيشوايان و پدران و مادران است كه پيروان و شاگردان و فرزندان خود را به نيكىها دعوت كنند و از بدى بازدارند . بلكه قبل از همه ، ادب كردن كار خداست كه گاه از طريق فرستادن پيامبران و نازل كردن كتب آسمانى ، انسانها را ادب مىكند و گاه از طريق آزمونهاى تكوينى و مجازاتهاى مادى و معنوى .
اين واژه گاه معناى اسم مصدرى دارد و اشاره به حالتى است كه انسان در پرتو نيكىها و ترك زشتىها پيدا مىكند .
در روايات اسلامى بحثهاى گستردهاى دربارهء ادب وارد شده است .
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد : «
أفضَلُ الشَّرَفِ الأدَبُ
؛ ادب بالاترين شرافت است » . « 2 »
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 31 .
( 2 ) . غررالحكم ، ح 5075 .