على عليه السلام نيفزود . سپس اشاره به دوران حجاج مىكند كه چه جناياتى را براى اخفاء فضايل على عليه السلام و فرزندان و شيعيانش مرتكب شد .
و در پايان مىگويد : ولى خداوند اراده كرده بود كه روزبهروز بر نور و روشنايى فضايل آنها بيفزايد و محبت آنها را در دلها افزون كند . اگر فضايل آن حضرت مانند كعبه آشكار و روشن نبود چيزى از آن امروز بهدست ما نمىرسيد . « 1 »
آرى ، به گفتهء امام شافعى : در شگفتم از مردى كه دشمنانش فضايل او را از روى حسد كتمان كردند و دوستانش از ترس ، ولى با اين حال شرق و غرب جهان را پر كرده است . « 2 »
در مقابل ، دشمنانش چنان منفور شدند كه در مركز حكومت آنها ( شام ) حتى قبر آبادى از آنها ديدهنمىشود در حالى كه آثار اهل بيت عليهم السلام در پايتخت حكومت آنها مثل آفتاب مىدرخشد .
آرى كسى كه با حق بجنگد حق او را بر زمين مىكوبد .
در اينجا ممكن است سؤال شود كه پس چرا ما جمعى از طرفداران باطل را مىبينيم كه مدتها بر سر كار ماندند و حكومت كردند و با حق درافتادند و در عين حال به زمين نخوردند ؟
پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مىشود و آن اينكه اينگونه حكومتها براى حفظ خود كارهاى مثبتى نيز داشتند : ايجاد امنيت ، پيشرفت اقتصادى و گاه كمك به نيازمندان . آنها به دليل همين مقدار از حق كه عمل مىكردند مدتى بر سر كار ماندند نه بهسبب حمايتهايى كه از باطل داشتند .
اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه گروههايى ممكن است براثر اشتباه در
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 13 ، ص 219 به بعد .
( 2 ) . على فى الكتاب و السنة ، ج 1 ، ص 10 .