بخشيد ؛ و دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده ، پابرجا و ريشهدار خواهد ساخت ؛ و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدّل مىكند ، آنچنانكه تنها مرا مىپرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت » . « 1 »
جالب توجه اينكه ابن ابىالحديد در شرح خطبهء قاصعه پس از اشاره به فعاليتهاى تبليغاتى بنىاميه براى محو آثار على عليه السلام و فضايل او و تعيين جايزه براى كسانى كه اخبار و احاديث براى خلفاى پيشين ذكر كنند مىگويد : آنها در هنگامى كه قدرت به دست داشتند از هيچ كوششى براى محو كردن نام على عليه السلام و فرزندانش و خاموش كردن نور آنها و كتمان فضايل و مناقب و سوابقشان و وادار كردن مردم به سب و لعن آنها بر منابر كوتاهى نكردند . پيوسته خون از شمشيرهاى آنها مىچكيد در حالى كه اهل بيت عليهم السلام در آن زمان عدهء كمى بودند و دشمنان ، بسيار . بعضى را كشتند و بعضى را اسير كردند و بعضى را تبعيد نمودند و بعضى فرار كردند و پنهان شدند و بعضى پيوسته در خوف به سر مىبردند اين اوضاع به قدرى وخيم بود كه گاه فقيه و محدث و قاضى و متكلمى را ملاقات مىكردند و او را تهديد شديد به اشد عقوبات مىنمودند كه كمترين سخنى از فضايل اهل بيت عليهم السلام نگويد و كار تقيه به جايى رسيد كه وقتى يكى از محدثين مىخواست حديثى از على عليه السلام نقل كند نام او رانمىبرد و بهجاى آن مىگفت : مردى از قريش چنين گفت يا مردى از قريش چنين كرد . . . .
سپس مىافزايد : معاويه و يزيد و بنى مروان در ايام حكومتشان كه هشتاد سال طول كشيد با تمام توان تلاش كردند كه مردم را مجبور به دشنام دادن به اميرمؤمنان على عليه السلام و پنهان كردن فضايلش كنند تا آنجا كه عامر بن عبداللَّه بن زبير به فرزندش گفت : پسرم على عليه السلام را جز به نيكى ياد مكن زيرا بنى اميه هشتاد سال او را بر منابر لعن كردند اما اين كار چيزى جز بر رفعت مقام و عظمت
هامش
( 1 ) . نور ، آيهء 55 .