كنار بگذارد . زيرا بههنگام مراء ، افراد بر سر لجاجت مىافتند و گاه انواع توهينها را به طرف مقابل روا مىدارند و عيوب پنهانى او را برمىشمارند و هتك حرمت مىكنند ، گاه دربارهء خودش و گاه دربارهء كسانى كه مورد علاقهء او هستند . بنابراين افرادى كه علاقهمند به آبرو و شخصيت خود مىباشند بايد همين كه بحث آنها با طرف مقابل به مرحلهء مراء رسيد كلام را قطع كنند و او را رها سازند .
در حكمت 31 اميرمؤمنان على عليه السلام حقيقت ايمان را بر اساس چهار پايه تشريح مىكند و در مقابل آن براى شك نيز چهار ستون قائل است . ستون اوّل ، مراء و جدال مىباشد و در بيان آن مىفرمايد : «
فَمَنْ جَعَلَ الْمِرَاءَ دَيدَناً لَمْ يصْبِحْ لَيلُه
؛ آنكس كه مِراء را عادت خويش قرار دهد هرگز از تاريكى شك به روشنايى يقين گام نمىنهد » و به يقين چنين است زيرا افرادى كه اهل مِراء و جدال هستند دائماً در اين فكرند كه بر حريف خود غلبه يابند خواه حق باشد يا باطل و به همين دليل ضعيفترين ادله را براى خود حجت مىشمارند و محكمترين دليل رقيب را ناديده مىانگارند و به اين ترتيب دائماً در بيراهه و تاريكى سير مىكنند و صبحگاهان روشنِ يقين در زندگى آنها هرگز ظاهر نمىشود .
به همين دليل امام اميرمؤمنان عليه السلام در كلام ديگرى كه مرحوم كلينى در كافى از آن حضرت نقل كرده مىفرمايد : «
إِياكُمْ وَالْمِرَاءَ وَالْخُصُومَةَ فَإِنَّهُمَا يمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَى الْإِخْوَانِ وَينْبُتُ عَلَيهِمَا النِّفَاقُ
؛ از مِراء و خصومت بپرهيزيد كه دل را در برابر برادران دينى بيمار مىسازد و نفاق از آن مىرويد » . « 1 »
امام عسكرى عليه السلام در روايتى كه ابن شعبهء حرانى آن را در تحف العقول نقل كرده مىفرمايد : «
لَا تُمَارِ فَيذْهَبَ بَهَاؤُكَ وَلَا تُمَازِحْ فَيجْتَرَأَ عَلَيكَ
؛ مراء نكن كه شخصيت تو را از بين مىبرد و ( زياد ) مزاح مكن كه افراد را در برابر تو جسور مىسازد ( و رعايت احترام تو را نخواهند كرد ) » . « 2 »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 300 ، ح 1 .
( 2 ) . تحف العقول ، ص 486 .