احاديث ديگرى نيز قريب به همين مضمون نقل شده است .
مرحوم علامهء مجلسى نيز در جلد دوم بحارالانوار باب 16 ، همين مطلب ( نهى از گفتن چيزى بدون آگاهى از آن ) را عنوان كرده و آيات متعدد و 50 روايت در اين زمينه نقل كرده است .
در دومين نكته امام عليه السلام مىفرمايد : « بلكه همهء آنچه را مىدانى نيز مگو زيرا خداوند بر تمام اعضاى انسان واجباتى قرار داده كه در قيامت از آنها بازخواست مىكند » ؛ (
بَلْ لَاتَقُلْ كُلَّ مَا تَعْلَمُ ، فَإِنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَى جَوَارِحِكَ كُلِّهَا فَرَائِضَ يَحْتَجُّ بِهَا عَلَيْكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ
) . زيرا اولًا بيان آنچه انسان مىداند گاه افشاى اسرار مؤمنين و گاه غيبت و عيبجويى ديگران است و گاه سبب اهانت و يا ايجاد اختلاف در ميان مردم و يا اشاعهء فحشا و يا سبب اضطراب افكار عمومى مىشود و يا افراد كماستعدادى را به گمراهى مىافكند كه همهء اينها از مصاديق گناه است .
ثانياً بيان آنچه انسان مىداند گاهى سبب انحراف از فضايل اخلاقى است زيرا گاهى خودستايى و اظهار كبر و غرور و برترى بر ديگران است و گاه شكل ريا و سمعه به خود مىگيرد كه تمام اينها مذموم است .
علتى كه امام عليه السلام براى نكتهء دوم گفته است مقصود ايشان را كاملًا آشكار مىسازد و آن اينكه چشم و گوش و دست و پا و زبان هركدام مسئوليتى دارند :
« إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا » « 1 » و مسئوليت زبان از همهء اعضا بيشتر است و گناهانى كه با زبان انجام مىشود فزونتر و متنوعتر مىباشد .
هامش
( 1 ) . اسراء ، آيهء 36 .