در حديث ديگرى از همان منبع و از همان حضرت مىخوانيم : «
البَخيلُ يَبخَلُ عَلى نَفسِه باليَسيرِ مِن دُنياه ويَسمَحُ لِوراثهِ بِكُلّها
؛ بخيل حتى مقدار كمى از دنيا را بر خود حرام مىكند ولى همهء آن را در اختيار وارث مىگذارد » . « 1 »
نيز در حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم : «
الْبَخِيلُ بَعِيدٌ مِنَ اللَّهِ بَعِيدٌ مِنَالْجَنَّةِ قَرِيبٌ مِنَالنَّار
؛ بخيل از خدا و مردم دور است و به آتش دوزخ نزديك » . « 2 »
سرچشمهء اصلى بخل همان سوءظن به وعدههاى الهى است آنجا كه در برابر انفاق وعدهء جبران بىشمار فرموده و بخيل به اين وعدههاى صريح الهى اعتنا نمىكند .
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد : «
البُخلُ بالمَوجودِ سُوءُ الظّنّ بالمَعبودِ
؛ بخل ورزيدن دربارهء آنچه انسان در اختيار دارد نشانهء سوءظن به معبود است » . « 3 »
نقطهء مقابل بخل سخاوت است كه صفت بارز اولياءاللَّه و مؤمنان راستين مىباشد . آنها آنقدر سخاوت به خرج مىدادند كه گاه تمام يا بخش عمدهء زندگى خود را در اختيار ديگران مىگذاشتند .
يكى از شاخههاى بخل ، بخل در علم است كه متأسفانه مصاديق زيادى دارد :
مطلبى را كشف كرده و حاضر نيست به ديگران بياموزد و گاه بخيلانى در علوم پيدا مىشوند كه علم و دانش خود را با خود به گور مىبرند . در دنياى امروز بخل در علم از ناحيهء سردمداران جهان يك كار رايج و بسيار زشت است كه حاضر نيستند حتى فرمولهاى داروهاى نجاتبخش را در اختيار ديگران بگذارند هرچند اين كار سبب مرگ افراد زيادى شود .
البته همهء بخيلان در تمام شاخههاى بخل مشترك نيستند بعضى بخل به مال دارند بعضى بخل به مقام و گروهى بخل به علم و دانش و گاه بعضى همهء اين
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 6515 .
( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 15 ، ص 259 ، ح 14 .
( 3 ) . غررالحكم ، ح 6512 .