سوءظن به خدا نداشت انفاق مىكرد و به وعدههاى الهى دلخوش بود .
البته بخل درجاتى دارد و تمام صفاتى كه گفته شد مربوط به تمام درجات نيست هرچه شديدتر باشد آثار سوئش بيشتر است .
حقيقت بخل آن است كه انسان نخواهد ديگرى از اموال يا موقعيت او و يا علم او برخوردار شود .
دانشمندان براى بخل انواع و اقسامى شمردهاند . كمترين آن اين است كه انسان نخواهد ديگران از امكانات او استفاده كنند و بالاترين آن اين است كه نخواهد ديگران از اموال يكديگر ، يا از اموال خودشان بهرهمند گردند و گاه بخل بهقدرى شديد مىشود كه انسان دربرابر خويشتن هم بخيل مىگردد و حاضر نيست خودش از امكاناتش بهرهمند شود .
قرآن مجيد بخيلان را به عذاب خواركننده تهديد كرده است ، مىفرمايد :
« « الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَاباً مُّهِيناً » ؛ آنها كسانى هستند كه بخل مىورزند ، و مردم را به بخل دعوت مىكنند ، و آنچه را كه خداوند از فضل ( و رحمت ) خود به آنها داده ، كتمان مىنمايند . ( اين عمل ، در حقيقت از كفرشان سرچشمه گرفته ؛ ) و ما براى كافران ، عذاب خواركنندهاى آماده كردهايم » . « 1 »
قابل توجه اينكه خداوند اين گونه افراد را جزء كافران شمرده است .
در احاديث اسلامى نكوهشهاى زيادى دربارهء بخل و بخيل آمده است ازجمله در حديثى كه در غررالحكم از امام اميرمؤمنان عليه السلام نقل شده است مىخوانيم : «
البُخلُ يُذِلّ مُصاحِبَه وَيُعِزّ مُجانِبَهُ
؛ بخل ، صاحبش را ذليل و بيگانهء از او را عزيز مىكند » . « 2 »
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 37 .
( 2 ) . غررالحكم ، ح 6553 .