اسلام بهوجود آمد . اى كاش كلام اميرمؤمنان على عليه السلام را پذيرفته بود و آنهمه آسيبها به جهان اسلام نمىرسيد .
سنگينى حق به اين دليل است كه در بسيارى از موارد بر خلاف ميل انسان است و اصولًا حركت كردن در مسير حق كار بسيار پيچيده و مشكل است و به گفتهء بعضى از دانشمندان مانند راه رفتن روى طناب است كه اگر اندك خطايى در آن شود انسان سقوط مىكند ؛ در مسير حق نيز اگر انسان خطا كند در وادى باطل گرفتار خواهد شد . ولى به هر حال نتيجهء حق بسيار گواراست ، هم در دنيا باعث خشنودى بندگان خداست و هم در آخرت موجب سعادت جاودان و نجات ابدى است . بعضى آن را تشبيه به داروى تلخ شفابخشى كردهاند كه خوردن آن ناگوار اما نتيجهء آن رهايى از بيمارىهاى خطرناك است .
اما به عكس ، باطل ، سبك و آسان است چراكه انسان هرگونه بخواهد آن را مطابق ميل خود تنظيم مىكند و بهطور موقت از آن لذت مىبرد ولى عاقبتى دردناك دارد ؛ هم در اين دنيا مردم بر ضد او مىشورند و هم در آخرت گرفتار عذاب دردناك الهى مىشود . در داستان عمال عثمان نيز تاريخ مىگويد كه چه عاقبت ناگوار و بدى در انتظار او بود و چه مشكلات عظيمى براى جهان اسلام بهوجود آورد . آرى انحراف از حق ، آثار بسيار ناگوارى دارد .
شبيه همين كلام نورانى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بهصورت ديگرى آمده است كه فرمود : «
الْحَقُّ ثَقيلٌ مُرٌّ ، وَ الْباطِلُ خَفيفٌ حُلْوٌ ، وَ رُبَّ شَهْوَةِ ساعَةٍ تُورِثُ حُزْناً طَويلًا
؛ حق ، سنگين و تلخ است ، و باطل ، سبك و شيرين ؛ ليكن چه بسا يك لحظه شهوتپرستى ، نگرانى و حزن طولانى درپى داشته باشد » . « 1 »
آرى ؛ حق ، سنگين و تلخ است ؛ زيرا گاهى به ضرر و زيان انسان تمام مىشود و بسيارى از اوقات حق بر خلاف خواستههاى درونى و شهوات انسان است
هامش
( 1 ) . ميزان الحكمة ، باب 888 ، ح 4100 .