تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
هستند . يك‌بار به‌سراغ آن‌ها فرستادى و احضارشان كردى سپس بار ديگر آن‌ها را به مقام خود بازگرداندى ، اكنون به‌سراغ آن‌ها بفرست و آن‌ها را در حضور اصحاب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به اين مسجد احضار كن سپس از آن‌ها عهد و پيمان بگير كه به كسى ظلم نكنند و آن‌ها را سوگند ده آنگاه آن‌ها را به جاى خود بازگردان و اگر نپذيرفتند ديگرى را به‌جاى آن‌ها بفرست زيرا صالحان مسلمين كم نيستند . بسيارى از مردم نيز همين پيشنهاد را تأييد كردند . به‌دنبال اين ماجرا عثمان به‌سراغ جميع كارگزاران و فرماندارانش فرستاد و آن‌ها را احضار كرد سپس رو به اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله كرد و گفت : اى مردم ! اين‌ها كارگزاران من‌اند كه مورد اعتمادم بوده‌اند اگر دوست داشته باشيد آن‌ها را عزل مىكنم و آن‌كس را كه شما دوست بداريد به‌جاى آن‌ها مىگذارم . اين‌جا بود كه اميرمؤمنان على عليه السلام ( كه مىدانست عثمان در اين سخن خود پايدار نخواهد ماند ) فرمود : اى عثمان ! حق ، سنگين است ( و تلخ ) و باطل ، سبك است ( و شيرين ) تو مردى هستى كه اگر به تو راست بگويند خشمگين مىشوى و اگر دروغ بگويند راضى مىگردى . مطالب بسيارى از مردم به تو رسيده كه اگر آن‌ها را ترك كنى بهتر از آن است كه اصرار بر آن‌ها داشته باشى . از خدا بپرهيز و از آنچه مردم دربارهء تونمىپسندند توبه كن . آنگاه طلحه نيز سخنانى در تأييد سخنان على عليه السلام گفت . سرانجام عثمان عصبانى شد و گفت : چرا مرا رها نمىكنيد ؟ چرا اين‌همه سرزنش مىكنيد ؟ من كارى نكرده‌ام . شما اوضاع را بر ضد من دگرگون ساختيد . . . . « 1 » حوادث بعد از اين ماجرا كه در تاريخ صدر اسلام به‌طور مشروح آمده نشان مىدهد كه عثمان سرانجام تن به حق نداد چراكه تلخ و سنگين بود و باطل را برگزيد چراكه ظاهراً شيرين بود ولى عاقبت دردناكى براى او و براى جهان
هامش
( 1 ) . الفتوح ابن اعثم ، ج 2 ، ص 394 - / 395 .