كه انسان تصميمى مىگيرد و عزم خود را بر انجام كارى راسخ مىكند و ناگهان به علل ناشناختهاى بَرهم مىخورد ، در اين موارد استثنايى انسان احساس مىكند كه ارادهاى ما فوق ارادهء او وجود دارد .
البته دلايل خداشناسى بسيار است . آنچه امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه بيان كرده اشاره به نكتهء تازهاى است كه بسيارى از آن غافلند .
علامهء شوشترى رحمه الله در شرح نهجالبلاغهء خود مىگويد : كلام امام عليه السلام در اينجا شبيه حديث معروفى است كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ( در كتب بسيارى ) نقل شده است كه فرمود :
« ما مِنْ آدَمِىّ إلّاوَقَلْبُهُ بَيْنَ إصْبَعَيْنِ مِنْ أصابِعِ اللَّهِ ؛
هيچ انسانى نيست مگر اينكه قلب او در ميان دو انگشت از انگشتهاى قدرت پروردگار قرار دارد » « 1 » و سپس به اين آيهء شريفه استشهاد مىكند : « وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ » ؛ بدانيد كه خداوند ميان انسان و قلب او حائل مىشود و بدانيد كه بهسوى او باز مىگرديد و محشور مىشويد » . « 2 »
اين سخن در جاى خود صحيح است ؛ ولى آنچه را علّامهء شوشترى رحمه الله آورده ازقبيل پى بردن به معلول از ناحيهء علت است در حالى كه آنچه امام عليه السلام فرموده ازقبيل پى بردن به علّت از ناحيهء معلول است .
اين سخن را با كلماتى از امام باقر عليه السلام پايان مىدهيم كه مىفرمايد : « كسى از جدم اميرمؤمنان عليه السلام سؤال كرد با چه وسيلهاى پروردگارت را شناختهاى ؟ امام عليه السلام فرمود :
بِفَسْخِ الْعَزْمِ وَنَقْضِ الْهَمّ لَمّا هَمَمْتُ فَحيلَ بَيْني وَبَيْنَ هَمّي وَعَزَمْتُ فَخالَفَ الْقَضاءُ عَزْمي عَلِمتُ أنَّ الْمُدَبّرَ غَيْري ؛
خدا را بهوسيلهء فسخ اراده و نقض تصميمها شناختم اى بسا تصميم بر كارى گرفتم و او ميان من و خواستهام
هامش
( 1 ) . اين روايت در بسيارى از منابع اهل سنت مانند سنن ابن ماجه ، مسند احمد ، مستدرك حاكمو كنزالعمّال آمده و در منابع ما نيز در بحارالانوار ، ج 75 ، ص 48 از امام باقر عليه السلام ضمن روايتى نقل شده است
( 2 ) . شرح نهجالبلاغهء علامه شوشترى رحمه الله ، ج 1 ، ص 384