ما فوق ارادهء او ، ارادهاى است كه در بسيارى از مواقع ارادهء او را بَرهم مىزند يا مانع تحقق مراد او مىشود مىفهمد عالَم ، مدبّر قادر و توانايى دارد كه آن را بر طبق ارادهء حكيمانهاش تدبير و اداره مىكند .
در اينكه آيا واژههاى « عزائم » و « عقود » و « همم » مترادف است و همه به معناى ارادهء انسان است يا با هم تفاوت دارد ، در ميان شارحان نهجالبلاغه اختلاف نظر است ؛ بعضى هر سه را به يك معنا مىدانند و بعضى معتقدند « عزائم » ارادههاى بسيار قوى است و « عقود » مرحلهاى پايينتر و « همم » مرتبهء نازله است .
در بعضى از منابع لغت ، « عزم » را به معناى تصميم محكم گرفتهاند در حالى كه « همم » جمع « همت » را به معناى تصميمى كه انسان گرفته و آن را عمل نكرده ذكر نمودهاند و « عقود » معناى وسيعى دارد كه مىتواند تصميم و غير تصميم را شامل شود ، بنابراين بعيد نيست كه تفاوت اين سه واژه با يكديگر بر حسب درجات قوت و ضعف باشد و امام عليه السلام مىخواهد بفرمايد گاهى مىشود ارادههاى عادى و يا ارادههاى قوى بر انجام كارها ، بدون عامل شناخته شدهاى فسخ مىشود و اين نشانهء وجود ارادهء قوىترى بالاتر از ارادهء ماست .
بعضى چنين پنداشتهاند كه اين كلام حكيمانه با آنچه در آيات قرآن دربارهء عزم و اراده آمده سازگار نيست ؛ قرآن خطاب به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىگويد : « فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ » « 1 » و در نكوهش ترك اولاى آدم مىفرمايد : « وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِىَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً » . « 2 »
ولى روشن است كه هيچكس نمىتواند نقش تصميم و ارادهء انسان را در پيشرفت كارها انكار كند ، سخن در اينجاست كه گاه موارد استثنايى پيش مىآيد
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيهء 159
( 2 ) . طه ، آيهء 115