تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
امام صادق عليه السلام در حديث معروف مُفضّل اين مطلب را با عبارات زيبايى بيان كرده ، مىفرمايد : « اى مفضل ! در اين امر انديشه كن كه خداوند مدت حيات انسان را بر انسان پوشيده داشت ؛ چراكه اگر مقدار عمر خود را مىديد و كوتاه بود هرگز زندگى براى او گوارا نبود ، زيرا هر زمان در انتظار مرگ بود و انتظار وقتى را مىكشيد كه مىدانست پايان عمر است و همچون كسى بود كه اموالش بر باد رفته و يا نزديك است بر باد برود ، چنين كسى احساس فقر مىكرد و از فناى اموالش وحشت به او دست مىداد با اين‌كه وحشتى كه بر انسان از فناى عمر دست مىدهد بيش از وحشتى است كه از فناى مال دست مىدهد ، زيرا كسى كه مالش كم مىشود يا از بين مىرود اميد دارد در آينده مال ديگرى به دست بياورد ؛ اما كسى كه يقين به پايان عمر خود داشته باشد نوميدى مطلق بر او حاكم مىشود و هرگاه عمر طولانى داشته باشد و مطمئن به بقاى در دنيا گردد در لذات و گناهان فرو مىرود و چنين مىپندارد كه فعلًا به شهوترانى مىپردازم و در اواخر عمر كه از آن آگاهم به سراغ توبه مىروم ( و به اين دليل خداوند مقدار عمر را بر انسان مخفى داشته است ) » . « 1 » ولى اميرالمؤمنين عليه السلام از زاويهء ديگرى به اين مسئله مىنگرد و مىفرمايد : اگر هركس باخبر بود - خواه عمر خود را طولانى مىديد يا كوتاه - و مشاهده مىكرد با سرعت به مقصد نهايى و پايان عمر نزديك مىشود همين حركت پرشتاب به سوى پايان عمر سبب مىشد كه آرزوها و غرور ناشى از آن را دشمن بشمارد . به راستى عمر با شتاب مىگذرد ؛ هنوز دوران كودكى تمام نشده جوانى فرا مىرسد ، جوانى تمام نشده كهولت و سپس پيرى و فرسودگى است . بسيارند كسانى كه به گذشتهء عمر خود مىنگرند و مىگويند چه با سرعت گذشت ؛ چقدر كوتاه بود ؛ چه اندازه در غفلت و غرور بوديم .
هامش
( 1 ) . توحيد مُفضّل ، ص 82 ؛ بحارالانوار ، ج 3 ، ص 83
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 692 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي