و حكومتى مانند هواى نفس خود تشكيل مىدهند به مخالفت با امام و پيشواى خود برخاستند و مطابق بسيارى از گنهكاران كه استفاده از وسايل نامشروع را براى رسيدن به خواستههاى خود مجاز مىشمرند به انواع معاصى دست زدند و شيطان و نفس اماره پيوسته به آنها وعدهء پيروزى مىداد ؛ ولى هيچكدام از خواستههاى آنها تحقق نيافت و سرانجام ، پيروى از شيطان و نفس اماره آنها را به قهر و غضب الهى گرفتار كرد و روانهء جهنم ساخت .
در اينكه ضمير در « غَرَّتْهُم » و « فَسَحَت » و « وَعَدَتْهُم » و « فَاقْتَحَمَتْ » به چه كسى برمىگردد دو احتمال هست : نخست اينكه به نفس اماره برگردد كه نزديكتر است . ديگر اينكه از باب تغليب ، هم به شيطان مُضلّ و هم به انفس اماره برگردد . اين احتمال صحيحتر به نظر مىرسد و بسيارى از شارحان نهجالبلاغه همين وجه را انتخاب كردهاند .
هنگامى كه تاريخ سياه و ننگين خوارج را مطالعه مىكنيم ، گفتار امام عليه السلام در سراسر آن آشكار است . اين گروه كه زمام اختيار خود را به دست شيطان و هواى نفس سپرده بودند بهظاهر به عبادات و قرائت قرآن اهميت بسيار مىدادند ؛ ولى از ريختن خون بىگناهان و فساد در ميان مسلمين ابا نداشتند و با همين تفكرات واهى به اينجا رسيدند كه قتل امام اميرمؤمنان على عليه السلام نيز از واجبات است و سرانجام آن حضرت را شهيد كردند .
در تاريخ اسلام كمتر جمعيتى به حماقت و گمراهى خوارج ديده شده است ، هرچند وهابىهاى امروز نيز از بعضى جهات بىشباهت به آنها نيستند .
دربارهء خوارج و عقايد و اعمال و انحرافات آنها در بحثهاى گذشته بهكرار سخن گفتهايم ؛ از جمله در شرح خطبهء 36 ( جلد دوم از همين كتاب ) بحث مشروحى دراينباره گذشت ، چنانكه ذيل خطبهء 59 در جلد دوم نيز بحثى داشتيم .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 617
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦١٧