مىگويد كه در باطن ، اختلاف بر سر خود پيغمبر صلى الله عليه و آله بوده است و به تعبير ديگر ، گروهى به مخالفت با پيامبر صلى الله عليه و آله برخاسته بودند . « 1 »
بايد توجه داشت كه اجتماع كنندگان در سقيفه به بهانهء اينكه پيغمبر صلى الله عليه و آله نصّى به امر ولايت و خلافت نداشته و آن را به خود ما واگذار كرده است ، پس خليفه را بايد خودمان تعيين كنيم . خليفه را برگزيدند و اين به آن معناست كه همگى به پيامبر صلى الله عليه و آله احترام مىگذاشتند ، هرچند بعضى از گفتههاى او را با توجيه نادرست مخالفت مىكردند .
قابل توجه است كه جواب امام عليه السلام به اين يهودى اين پيام را براى همهء مسلمانان دارد كه نبايد اختلافاتشان را در برابر دشمن پررنگ كنند ، بلكه اگر اختلافى هست آن را كمرنگ نشان دهند . به عكس آنچه امروز از بعضى از افراد نادان مىبينيم كه اصرار دارند اختلافات مذهبى را به اصل اسلام و توحيد و خداپرستى بازگردانند .
* * *
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء علّامهء شوشترى ، ج 4 ، ص 489