خوبى مشكل حل مىشود اصل اساسى همان است ؛ ولى آنجا كه دشمن خيرهسر از عفو و گذشت سوء استفاده مىكند و بر خيرهسرى خود مىافزايد دستور ، مقابلهء به مثل است نه عفو و گذشت و پاسخ دادن بدى با نيكى .
به همين دليل در ذيل آيهء قصاص دستور عفو آمده است تا شدت عمل در برابر جنايتكاران با عفو و گذشت اسلامى آميخته شود و معجون مناسبى براى هر دو گروه ( گروه خطاكارِ پشيمان و گروه خطاكارِ لجوج ) فراهم گردد ، مىفرمايد : « فَمَنْ عُفِىَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَىْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ » ؛ پس اگر كسى از سوى برادر ( دينى ) خود ، چيزى به او بخشيده شود ، ( و حكم قصاص او ، تبديل به خونبها گردد ، ) بايد از راه پسنديده پيروى كند . ( و صاحب خون ، حال پرداخت كنندهء ديه را در نظر بگيرد ) . و او ( قاتل ) نيز ، به نيكى ديه را ( به ولى مقتول ) بپردازد ؛ ( و در آن ، مسامحه نكند ) . اين ، تخفيف و رحمتى است از ناحيهء پروردگار شما ! و كسى كه بعد از آن ، تجاوز كند عذاب دردناكى خواهد داشت » . « 1 »
اين نكته نيز قابل توجه است كه تعبير به « شر » در مورد مجازات ، به معناى شر ظاهرى است ؛ قصاص ، ظاهراً شر است ؛ ولى در باطن خير محض مىباشد ، چنانكه مقابلهء به مثل در مقابل دشمنان لجوج و خيرهسر ، خير است .
* * *
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 178