باخبر شوند و آبرويشان نزد آنها بريزد .
نيز مىتواند اشاره به اين نكته باشد كه از توطئه كردن دربارهء مؤمنان بپرهيزيد زيرا ممكن است آنها از چهره و حركات شما به توطئههايتان پى ببرند و ترفندها را نقش بر آب كنند و شكست توأم با ذلت نصيبتان گردد .
اين گفتار حكيمانه را بارها در زندگى خود نيز تجربه كردهايم كه افراد باايمان و پرهيزكار ، فراست فوقالعادهاى دارند و از نقشههاى پنهانى آگاه مىشوند .
بعضى از فقهاى اهل سنت تا آنجا دراينباره پيش رفتهاند كه گفتهاند : از طريق فراست و هشيارى مىشود براى اثبات حق در مقام قضاوت استفاده كرد .
از « ابن قيّم » نقل شده است كتاب مخصوصى دراينباره تأليف كرده و نام آن را « الطرق الحكمية او الفراسة المرضية » نهاده است .
ولى از نظر فقه اماميه مسلم است كه با حدث و تخمين ، هرچند قوى باشد نمىتوان داورى كرد و قاضى فقط بايد به مرحلهء علم و يقين برسد تا بتواند حكم كند و ما معتقديم قاضى حتى به هر علم و يقينى نيز نمىتواند در صادر كردن حكم قناعت كند ، بلكه بايد علم و يقينى باشد كه از مبادى حسّيه يا مبادى قريب به حس استفاده مىشود ، همانگونه كه در قضاوتهاى اميرمؤمنان على عليه السلام وارد شده است .
شايد سؤال شود كه قرآن مجيد بارها ظن و گمان را بىاعتبار شمرده و مىفرمايد : « إِنَّ الظَّنَّ لَايُغْنِى مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » ؛ ظن و گمان ، انسان را هرگز از حق بىنياز نمىكند » . « 1 »
همين سؤال در علم اصول دربارهء حجيت ظن خاص و عام و تقابل آن با اين آيات قرآنى نيز مطرح شده و پاسخ دادهاند كه مراد از آيات پيشگفته اوهام و گمانهاى بىپايهاى است كه مشركان و غير مشركان براى خود درست
هامش
( 1 ) . يونس ، آيهء 36