يعنى خويشاوندان هنگامى ارزش دارند كه داراى محبت باشند و هرچه پيوند خويشاوندى نزديكتر باشد ، مودت و دوستى بيشترى لازم دارد . در حالى كه دوستى و محبت نيازى به خويشاوندى ندارد ؛ ممكن است افراد سالها با هم دوست باشند و هيچ رابطهء خويشاوندى بين آنها نباشد . درنتيجه ، برترى دوستى و محبت بر خويشاوندى ثابت مىشود .
ضرب المثل معروفى است كه به كسى گفتند : دوستت را بيشتر دوست دارى يا برادرت را ؟ گفت : برادرى را دوست دارم كه با من دوست باشد .
بنابراين هر دو جمله رابطهء دوستى و خويشاوندى را بيان مىكند ؛ جملهء اول بهگونهاى و جملهء دوم بهگونهاى ديگر .
مرحوم محقق كمرهاى اين كلام حكيمانه را به شعر فارسى درآورده مىگويد :
مِهر پدران براى اولاد * باشد چو نَسَب شعار و پيوند
خويشى به مودت است محتاج * بيش از خود دوستى به پيوند « 1 »
نكته وراثتِ دوستى
مىدانيم اسلام آيين محبت و مودت است و قرآن پيوسته خدا را به رحمانيت و رحيميت مىستايد . واژهء رحمت صدها بار در قرآن به كار رفته و در نمازهاى روزانه حداقل بيش از 60 بار خدا را به رحمت و رحمانيت ياد مىكنيم ، تا آنجا كه محبت به عنوان ميراث گرانبهايى از پدران به فرزندان مىرسد .
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« ثَلاثٌ يُطْفينَ نُورَ الْعَبْدِ : مَنْ قَطَعَ أوِدَّاءُ أَبيهِ ، وَغَيَّرَ شَيْبَتَهُ ، وَرَفَعَ بَصَرَهُ فِى الْحُجُراتِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُؤْذَنَ لَهُ ؛
سه چيز است كه نور ( ايمان ) بندگان را خاموش مىكند : كسى كه با دوستان پدرش قطع
هامش
( 1 ) . منهاج البراعة ، ج 21 ، ص 397