و به شكل دنياپرستى درآيد .
شبيه همين معنا روايت ديگرى است كه در آن مىخوانيم : كسى حضور اميرمؤمنان عليه السلام برخاست و عرض كرد : اى اميرمؤمنان ! چرا ما دنيا را دوست داريم ؟ امام عليه السلام فرمود : چون ما از دنيا آفريده شدهايم . آيا مىشود كسى را به سبب محبتش نسبت به پدر و مادر سرزنش كرد ؟ » ؛
( رُوِىَ عَنْ أميرِالْمُؤْمِنينَ عليه السلام أنَّ رَجُلًا قامَ إِلَيْهِ ، فَقالَ : يا أَمِيرَالْمُؤْمِنينَ ما بالُنا نُحِبُّ الدُّنْيا ، قالَ : لِأنّا مِنْها وَهَلْ يُلامُ الرَّجُلُ بِحُبّهِ لِأبِيهِ وَأُمّهِ ؟ قالَ : وَأَنْشَدَنا أبُو عَبْدِاللَّهِ الْأَزْدي )
. « 1 »
بنابراين هرگز نبايد علاقهء مردم به مال و زن و فرزند و خانه و شهر و كشورشان را مورد ملامت قرار داد و حتى نبايد انتظار داشته باشيم كه مردم به همهء اين امور پشت پا زنند . مهم اين است كه براى رسيدن به دنيا آلودهء به گناه نشوند و ايمان و شرف خود را به آن نفروشند .
در حديث معروفى مىخوانيم :
« لَيْسَ مِنَّا مَنْ تَرَكَ دُنْيَاهُ لِآخِرَتِهِ وَلا آخِرَتَهُ لِدُنْيَاهُ ؛
كسى كه دنياى خود را براى آخرتش ترك كند از ما نيست ، همچنين كسى كه آخرتش را براى دنيا ترك گويد » . « 2 »
به تعبير ديگر دنيايى خوب است كه وسيلهء رسيدن به آخرت باشد نه آنكه هدف اصلى انسان را تشكيل دهد ، همانگونه كه در ساير كلمات امام عليه السلام آمده است .
« مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ أَبْصَرَ إِلَيْهَا أَعْمَتْهُ ؛
آنكس كه بهوسيلهء دنيا بنگرد به او بصيرت و بينايى مىبخشد و آنكس كه به دنيا بنگرد نابينايش مىكند » . « 3 » آرى دنيا وسيله است نه هدف .
بنابراين آنچه به عنوان نكوهش دنيا در روايات مختلف آمده است ناظر به روش كسانى است كه ارزشهاى والاى انسانى و اسلامى را فداى منافع مادّى
هامش
( 1 ) . تيسير المطالب ، ص 466 ، ح 620
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 156 ، ح 3568
( 3 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 82