نامهها و كلمات قصار ، شكايت امام عليه السلام را از مردم زمان خود مشاهده مىكنيم تا آنجا كه در خطبهء قاصعه ( خطبهء 192 ) مىفرمايد :
« أَلا وَإِنَّكُمْ قَدْ نَفَضْتُمْ أَيْدِيَكُمْ مِنْ حَبْلِ الطَّاعَةِ وَثَلَمْتُمْ حِصْنَ اللَّهِ الْمَضْرُوبَ عَلَيْكُمْ بِأَحْكَامِ الْجَاهِلِيَّةِ ؛
به هوش باشيد كه شما دست از ريسمان اطاعت الهى برگرفتهايد و با تجديد رسوم جاهليت دژ محكم الهى را دَرهم شكستهايد » .
سپس ادامه مىدهد :
« وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ صِرْتُمْ بَعْدَ الْهِجْرَةِ أَعْرَاباً وَبَعْدَ الْمُوَالاةِ أَحْزَاباً مَا تَتَعَلَّقُونَ مِنَ الْإِسْلامِ إِلَّا بِاسْمِهِ وَلا تَعْرِفُونَ مِنَ الْإِيمَانِ إِلَّا رَسْمَهُ ؛
بدانيد شما پس از هجرت ( از كفر به ايمان ) همچون اعراب جاهليت شدهايد و بعد از اخوت و اتحاد و الفت ، به گروههاى پراكنده تقسيم گشتهايد ، از اسلام ، به نام آن اكتفا كرده و از ايمان جز تصور و ترسيمى نمىشناسيد » .
سرچشمهء همهء اين مصائب و بدبختىها انحرافاتى بود كه در مسئلهء خلافت واقع شد ، بهويژه در عصر خليفهء سوم كه بيتالمال به شكل كاملًا نادرستى تقسيم مىشد و مقامات مهم جمهورى اسلامى آن زمان ، به افراد نالايق و ناصالح سپرده شد . فتوحات ، غنائم زيادى را نصيب مسلمانان كرد و گروهى مست مال و ثروت شدند و كارشان به جايى رسيد كه جاهلان ، غرق گناه گشتند و عالمان ، بىاراده و فاقد تحرك ، و همان شد كه امام عليه السلام در كلام حكيمانهء بالا در جملهء كوتاهى آن را آورده است .
به يقين ، اين وضع مخصوص مردم آن زمان نبود ، بلكه در هر زمان ديگر در شرايط مشابه روى مىدهد ؛ جاهلان ، غرق گناه مىشوند و عالمان ، فاقد احساس مسئوليت . و در عصر و زمان ما نيز اين مسئله كم و بيش نمايان است .
نكته بلاى « تسويف »
يكى از خطرناكترين وسوسههاى نفس و شيطان مسئلهء تسويف است ؛