انسانى در بعضى از مسائل نظرى اشكالى ذكر كند آن هم در حضور جماعتى از اهل نظر ، سپس آنها در گفتن پاسخ بر يكديگر پيشى گيرند و هركدام بخواهند بر ديگرى غلبه كنند و هركس هرچه به نظرش آمد ذكر كند . شك نيست كه در اين صورت حق مخفى مىشود و اين سخن در واقع به بحثكنندگان دربارهء مسائل مختلف توصيه مىكند كه انصاف را در بحث خود با دوستان رعايت كنند و قصد مراء و قهر و غلبه بر ديگرى نداشته باشند . ( كه در چنين شرايطى حق مخفى مىگردد ) . « 1 »
علامهء مجلسى رحمه الله در شرح اين گفتار مىگويد : شايد در اين دستور حكيمانه توصيهاى به سؤال كنندگان نيز باشد كه يك مسئله را از افراد زيادى پرسش نكنند ، زيرا جوابهاى متعدد سبب مىشود آنها در تشخيص حق ، گرفتار شك و ترديد شوند . « 2 » البته تمام اين تفسيرها قابل جمع است .
در واقع ازدحام در جواب ، شاخهاى از شاخههاى افراطگرى است كه در همه چيز مذموم است .
نكته آداب پاسخگفتن
امام عليه السلام در اين كلام حكيمانه به يكى از آداب مهم پاسخگويى اشاره فرموده و در كلمات ديگرى به آداب ديگرى پرداخته است ؛ از جمله پاسخگويى سريع را مذموم شمرده مىفرمايد :
« مَنْ أسْرَعَ فِي الْجَوابِ لَمْ يُدْرِكِ الصَّوابَ ؛
كسى كه در پاسخگويى شتاب كند به پاسخ صحيح نخواهد رسيد » . « 3 »
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 19 ، 76
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 223
( 3 ) . غررالحكم ، ح 4216