شرح و تفسير ازدواج دختران با اذن اولياء
امام عليه السلام در اين گفتار فصيح و بليغ خود به وضع دخترانى كه به حدّ بلوغ مىرسند اشاره كرده و حكم آنها را در مسئلهء ازدواج و غير آن با استعارهء لطيفى بيان مىكند و مىفرمايد : « زنان هنگامى كه به حدّ كمال رسيدند خويشاوندان پدرى ( براى تصميمگيرى دربارهء آنان ) مقدمند » ؛
( إِذَا بَلَغَ النِّسَاءُ نَصَّ الْحِقَاقِ فَالْعَصَبَةُ أَوْلَى )
. مرحوم شريف رضى در تفسير اين جمله ( و با تكيه بر واژهء « نصّ » و واژهء « حِقاق » ) چنين مىگويد : منظور از « نصّ » « 1 » آخرين مرحلهء هرچيز است . مانند « نصّ » در سير و حركت كه به معناى آخرين مرحلهء توانايى مركب است ، ازاينرو هنگامى كه مىگوييم « نَصَصْتُ الرَّجُلَ عَنِ الْأمْرِ » منظور اين است كه آنقدر سؤال از كسى كردم كه آنچه را مىداند در اين زمينه بيان كند ، بنابراين « نَصَّ الْحَقائق » « 2 » به معناى رسيدن به مرحلهء بلوغ است كه همان پايان دورهء كودكى است ( سپس مىافزايد : ) اين جمله از فصيحترين كنايات و شگفتانگيزترين آنها در اين مورد است .
هامش
( 1 ) . در تعدادى از نسخ آمده كه مرحوم سيّد رضى پيش از اين تفسير ، اين جمله را افزوده : « وَيُرْوى نَصُّالْحَقايِقُ » يعنى به جاى « نَصّ الحِقاق » در روايتى « نَصّ الْحَقايِق » وارد شده و متناسب با تفسير سيّد رضى اين است كه اين جمله ( نص الحقايق . . . ) در آغاز اين تفسير باشد
( 2 ) . از نسخ ديگر استفاده مىشود كه « نصّ الحِقاق » در اينجا صحيح است نه « نَصَّ الْحَقائِق »