مطالب در جاى خود و نتيجهگيرى پايانى سخن نيز در جاى خود باشد .
اگر عبادتى انجام مىدهد ، اجزا و شرايط و واجبات و مستحبات آن را هر كدام در جاى خود به جا مىآورد . اگر طبيب است و مىخواهد بيمارى را درمان كند مراحل مختلف درمان را دقيقا در نظر مىگيرد و هر دارو و درمانى را در جاى خود قرار مىدهد و اگر مىخواهد اموال زكات و بيت المال را تقسيم كند نياز افراد و گروهها را در نظر مىگيرد و به هر كدام به اندازهء نيازش مىپردازد .
حتى اگر مىخواهد مجازات كند ، مجازات نيز درجات و مراحلى دارد . او هر مرحله را در جايگاه خود قرار مىدهد تا نتيجهء مطلوب عائد شود .
آرى عاقل مىانديشد و اندازهگيرى مىكند و تدبير مىنمايد و نظم هر كار را رعايت مىكند . تعبير به « رُشد » در قرآن مجيد در مورد دادن اموال يتيمان به آنان نيز مىتواند اشارهاى به همين معنا باشد ؛ يعنى يتيم به مرحلهاى برسد كه بتواند در مسائل مالى هرچيز را در جايگاه مناسب انجام دهد .
به عكس جاهل ، كه هيچ يك از اين امور را رعايت نمىكند ؛ در جايى كه بايد نرمش انجام دهد شدت عمل به كار مىگيرد و به عكس در جاى شدت عمل نرمش ، افراد را در جايگاه خود قرار نمىدهد ، حقوق را متناسب تقسيم نمىكند ، واجبات و مستحبات شرع را به طور صحيح در جايگاه اصلى قرار نمىدهد و همين امر باعث شكست او در همهء زمينههاست .
روايات ديگرى در زمينهء توصيف عقل يا عاقل از معصومان عليهم السلام نقل شده كه با آنچه در اين كلام نورانى آمده هماهنگ است ؛ از جمله در حديثى از امام اميرمؤمنان عليه السلام مىخوانيم :
« الْعَقْلُ أنَّكَ تَقْتَصِدُ فَلا تَسْرِفَ وَتَعِدَ فَلا تُخْلِفَ وَإذا غَضِبْتَ حَلِمْتَ
؛ عقل آن است كه ميانهروى را انتخاب كنى و اسراف ننمايى و هرگاه وعده مىدهى تخلف ننمايى و به هنگام غضب ، حلم كنى » . « 1 »
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 2130 .